آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • روش‌های هوشمندانه کسب درآمد اینترنتی با بودجه محدود
  • روش‌های تضمینی کسب درآمد اینترنتی با بودجه بسیار کم
  • راه‌های نوآورانه کسب درآمد آنلاین و آفلاین بدون سرمایه
  • راه‌های به صرفه کسب درآمد اینترنتی با بودجه محدود
  • راهکارهای کسب درآمد آنلاین بدون نیاز به سرمایه اولیه
  • راهکارهای طلایی برای درآمدزایی اینترنتی بدون سرمایه
  • راهنمای کامل کسب درآمد اینترنتی برای مبتدیان
  • هشدار! خسارت حتمی برای رعایت نکردن این نکات درباره آرایش برای دختران
  • روش های سريع و آسان درباره آرایش برای دختران که حتما باید بدانید
  • جدیدترین نکته های مهم درباره آرایش دخترانه که باید حتما در نظر بگیرید
دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | قسمت 16 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

در حوزه­ بازداری شناختی، تکالیفی مانند برو-نرو[۳۰۴] که در آن از آزمودنی­ها خواسته می­ شود به‌محض اینکه حرف روی صفحه مانیتور ظاهر شد (یا دایره­ی سبز) با فشار دادن دکمه تعریف‌شده به آن پاسخ دهد مگر اینکه حرف B (یا دایره­ی قرمز) ظاهر شود که در این صورت آزمودنی نباید به آن پاسخ دهد، این آزمون برای بررسی فرایندهای زیربنایی تضمین­کننده متوقف کردن پاسخ استفاده می­ شود. ازآنجایی‌که در اکثر تلاش­ها لازم است دکمه­ی پاسخ فشار داده شود، آزمودنی­ها زمانی که لازم است از پاسخ دادن جلوگیری کنند، با مشکل مواجه می­شوند (دایلر، ۲۰۱۱).

بررسی بازداری شناختی و رفتاری در بین رانندگان

رانندگی ایمن، توانایی‌های شناختی بالایی را می­طلبد. به نظر می­رسد که رانندگی پرخطر و به­خصوص تصادفات به توانایی رانندگان در کارکردهای شناختی بستگی داشته باشد. به نظر می­رسد در پژوهش­ها، نقش انواع بازداری در رفتارهای رانندگی نادیده گرفته می­شد و در پژوهش­های نادری به­ طور مستقیم رابطه­ بین بازداری­ها و رفتار رانندگی و یا درک خطر ترافیکی موردبررسی قرار گرفته شده است؛ اما ‌به تازگی دیده می­ شود که موضوعات حول محور بازداری­ها جای خود را در پژوهش­های مرتبط با ترافیک و رفتار رانندگی باز ‌کرده‌است. به عنوان‌مثال، جانگن، بریجز، کوملوس بریجز و وتز[۳۰۵] (۲۰۱۱) در پژوهش خود تحت عنوان تأثیر وجود مسافر هم‌سن و بازداری رفتاری در پیش ­بینی رفتار رانندگی پرخطر رانندگان تازه ­کار در یک مطالعه شبیه‌سازی‌شده، در دو گروه افراد ۱۸-۱۷ ساله و ۲۴-۲۱ ساله دارای گواهی­نامه که سابقه­ رانندگی کمتر از دو سال داشتند، ‌به این نتیجه رسیدند که در زیر-گروه افراد با بازداری پایین در هنگامی که مسافر هم‌سن داشتند، بیشتر تحت تأثیر مسافر خود قرار گرفته و سرعت خود را افزایش می­ دهند. این در حالی است که در زیر-گروه رانندگان تازه ­کار که بازداری بالاتر داشتند، سرعت خود را تحت تأثیر مسافر افزایش نمی­دادند. به عبارت دیگر، آن‌هایی که بازداری بالایی دارند بیشتر می ­توانند بر فشار همسالان مقاومت کنند. در همین راستا، رز و همکاران[۳۰۶] (۲۰۱۵) در پژوهش خود تحت عنوان رابطه­ بین بازداری شناختی و رفتار رانندگی مخاطره­آمیز در بین رانندگان تازه ­کار با دامنه­ سنی ۲۵-۱۷ سال که کمتر از یک سال سابقه­ رانندگی داشتند، ‌به این نتیجه رسیدند که بین زمان واکنش درک خطر و زمان واکنش توقف-علامت رابطه­ معنادار مثبتی وجود دارد. آن‌ ها این­گونه نتیجه ­گیری کردند که باوجوداینکه همبستگی بین زمان واکنش درک خطر در رانندگی شبیه­سازی­شده و کنترل شناختی معنادار بوده ولی افزایش کنترل شناختی برای پیش‌بینی کننده‌ کاهش رانندگی مخاطره­آمیز ضروری نیست. بااین‌وجود بازداری رفتاری پیش‌بینی کننده افزایش تصادفات و افزایش زمان واکنش پاسخ­گویی به خطرات است. در پژوهش وی بین بازداری رفتاری و تصادفات جاده رابطه­ منفی معناداری وجود داشت، بااین‌وجود بین زمان واکنش درک خطر با سن، جنسیت و تجربه­ رانندگی رابطه­ معناداری مشاهده نشد. درنهایت آن‌ ها در پژوهش خود ‌به این نتیجه رسیدند که طبق فرضیه، کاهش بازداری رفتاری و عملکرد حافظه‌ کاری کلامی و نه بازداری شناختی، پیش‌بینی کننده‌ رانندگی پرخطر به­خصوص حرکات بین خطوط بودند. علاوه بر آن کاهش بازداری رفتاری پیش ­بینی کننده­ قوی برای تصادف بیشتر و افزایش زمان واکنش پاسخ به خطرات بود.

بااین‌وجود در برخی از این پژوهش­ها نتایج متفاوتی حاصل شده است. به عنوان‌مثال، مانتیلا، کارلسون و مارک­لوند (۲۰۰۹) در پژوهش خود تحت عنوان کارکردهای شناختی در رانندگی شبیه‌سازی‌شده از دو آزمون استروپ و ایست-علامت برای سنجش بازداری پاسخ­های قدرتمند استفاده کردند، آن‌ ها در پژوهش خود ‌به این نتیجه رسیدند که افرادی با کارکرد شناختی ضعیف­تر در تکالیف رانندگی شبیه‌سازی‌شده خطای بیشتری داشتند ولی درعین‌حال آن‌ ها با توجه به نتایج خود ‌به این نکته اشاره داشتند که بین عملکرد رانندگی و کنترل عملکرد و به عبارتی بازداری در نمونه­ سنی ۱۸-۱۵ سال رابطه­ معناداری وجود ندارد.

در پژوهش­هایی که رابطه بین بازداری شناختی و رفتار رانندگی موردبررسی قرار گرفته است، نتایج ضدونقیضی دیده می­ شود. به عنوان‌مثال، رئوف حدادی (۱۳۹۳) در پژوهش خود نقش پرخاشگری، خود نظم جویی، سوء گیری توجه، بازداری و تجربه بر رفتارهای پرخطر ترافیکی را در بین رانندگان با میانگین سنی ۵۸/۳۶ سال بررسی کرد. وی در پژوهش خود ‌به این نتیجه رسید که در آزمون برو-نرو، بیشتر بودن خطای قصور و زمان واکنش آهسته­تر با لغزش­ها و خطاهای رانندگی رابطه­ مثبت دارد. به عبارت دیگر وی در پژوهش خود نشان داد که بین رفتار پرخطر رانندگی و توجه و توجه انتخابی که از مؤلفه‌های بازداری شناختی هستند، رابطه­ معنادار مثبتی وجود دارد. آدریان و همکاران[۳۰۷] (۲۰۱۱) در پژوهش خود تحت عنوان صفات شخصیتی و کارکردهای اجرایی مرتبط با عملکرد رانندگان مسن (بالای ۶۰ سال)، برای سنجش بازداری از سه آزمون استروپ، برو-نرو و آزمون عدم تطابق[۳۰۸] استفاده کردند. آن‌ ها بیان کردند که برخلاف دیگر کارکردهای شناختی، بازداری با عملکرد رانندگی رابطه­ معناداری نداشته است، این در حالی است که در پژوهش بالدوک، متیاس، مک­لین و برندت[۳۰۹] (۲۰۰۷) توجه انتخابی که با فرایند بازداری مرتبط است، با توانایی رانندگی رابطه داشته است (به نقل از آدریان و همکاران، ۲۰۱۱). کاسیکو[۳۱۰] و همکاران (۲۰۱۴) در پژوهش خود تحت عنوان مانجی­گیری تأثیر عوامل اجتماعی: پیش ­بینی روابط عصبی بازداری شناختی و رانندگی ایمن در حضور همراه، ‌به این نتیجه رسیدند که فضای اجتماعی رابطه­ بین بازداری پاسخ در حین اجرای تکلیف بازداری شناختی آزمایشگاهی و رانندگی خطرساز را میانجی­گری می­ کند؛ ‌به این صورت که منابع کنترل شناختی، کاهش رانندگی مخاطره­آمیز در حضور یک همراه ملاحظه­گر را پیش ­بینی کرد ولی چنین نتیجه­ای در حضور یک همراه خطرپذیر حاصل نشد. به عبارت دیگر تفاوت‌های فردی در پاسخ­های عصبی در حین کنترل شناختی خطرپذیری را پیش ­بینی نکرد ولی بجای آن، این رابطه با میانجی­گری موقعیت­های اجتماعی معنادار شد.

نظر دهید »
مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها – – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

عنوان صفحه

شکل ۱-۱: مدل ساختاری مفروض رابطه ی بین نگرش مذهبی، شادی،‌ لذت و سلامت روان ۹

شکل ۴-۱: مقایسه ی میانگین نمرات شادی دو گروه آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و

پیگیری ۷۴

شکل ۴-۲: مقایسه ی میانگین نمرات لذت دو گروه آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و

پیگیری ۷۵

شکل ۴-۳: مقایسه ی میانگین نمرات سلامت روان دو گروه آزمایش و کنترل در مراحل پیش آزمون،

پس آزمون و پیگیری ۷۷

شکل ۴-۴: مدل ساختاری مفروض رابطه ی بین نگرش مذهبی، شادی، لذت و سلامت روان ۸۷

شکل ۴-۵: مدل ساختاری اصلاح شده ی رابطه ی بین نگرش مذهبی، شادی، لذت و سلامت روان ۸۸

فهرست جدول­ها

عنوان صفحه

جدول ۲-۱: مؤلفه‌ های۱۳گانه ی سلامت روان، ‌بر اساس طبقه بندی ارائه شده توسط کیس (۲۰۰۷) ۳۱

جدول ۳-۱: سیمای کلی طرح پژوهش ۶۳

جدول ۳-۲: خلاصه ی موضوعات و تکنیک های به کاررفته در هریک از جلسات روان نمایشگری ۷۰

جدول ۴-۱: میانگین و انحراف استاندارد نمرات نمونه ی اولیه ی پژوهش، به تفکیک جنسیت و وضعیت

تأهل ۷۲

جدول ۴-۲: میانگین و انحراف استاندارد نمرات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری شادی، در دو گروه

آزمایش و کنترل ۷۳

جدول ۴-۳: میانگین و انحراف استاندارد نمرات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری لذت، در دو گروه

آزمایش و کنترل ۷۴

جدول ۴-۴: میانگین و انحراف استاندارد نمرات پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سلامت روان، در دو

گروه آزمایش و کنترل ۷۶

جدول ۴-۵: نتایج ضریب همبستگی دو رشته ای نقطه ای، بین متغیرهای جمعیت شناختی با نگرش

مذهبی، شادی، لذت و سلامت روان ۷۸

جدول ۴-۶: نتایج آزمون شاپیرو- ویلک ‌در مورد پیش فرض نرمال بودن توزیع نمرات شادی، لذت و

سلامت روان، در دو گروه آزمایش و کنترل ۷۹

جدول ۴-۷: نتایج آزمون باکس ‌در مورد پیش فرض تساوی کواریانس ها در مراحل پس آزمون و

پیگیری ۷۹

جدول۴-۸: نتایج آزمون لوین ‌در مورد پیش فرض تساوی واریانس ها در مراحل پس آزمون و پیگیری ۸۰

جدول۴-۹: نتایج آزمون لامبدای ویلکس نمرات پس آزمون شادی، لذت و سلامت روان با کنترل نمرات

پیش آزمون شادی، لذت و سلامت روان ۸۱

جدول ۴-۱۰: نتایج آزمون لامبدای ویلکس نمرات پیگیری شادی، لذت و سلامت روان با کنترل نمرات

پیش آزمون شادی، لذت و سلامت روان ۸۲

جدول ۴-۱۱: نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیره به تفکیک هریک از متغیرهای شادی،‌ لذت و سلامت

روان، در مرحله ی پس آزمون ۸۲

عنوان صفحه

جدول ۴-۱۲: نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیره به تفکیک هریک از متغیرهای شادی،‌ لذت و سلامت

روان، در مرحله ی پیگیری ۸۳

جدول ۴-۱۳: اوزان رگرسیونی استاندارد مسیرهای مفروض بین متغیرهای نگرش مذهبی،‌شادی، لذت و

سلامت روان ۸۵

جدول ۴-۱۴: نتایج تحلیل مسیر برای بررسی برازش مدل مفروض پژوهش در شاخص های برازش ۸۶

جدول ۴-۱۵: نتایج تحلیل مسیر برای بررسی برازش مدل اصلاح شده ی پژوهش در شاخص های

برازش ۸۸

جدول ۴-۱۶: نتایج مقایسه ی مدل ساختاری مفروض و مدل ساختاری اصلاح شده ی پژوهش ۸۹

جدول ۴-۱۷: نتایج تحلیل میانجی برای بررسی نقش میانجی گرانه ی لذت در رابطه ی بین نگرش مذهبی و شادی ۹۰

جدول ۴-۱۸: نتایج تحلیل میانجی برای بررسی نقش میانجی گرانه ی لذت در رابطه ی بین نگرش مذهبی و سلامت روان ۹۰

فصل اول

کلیات پژوهش

۱-۱ مقدمه

از ابتدای شکل گیری علم روانشناسی در قرن نوزدهم تا آخرین دهه های قرن بیستم، اکثر قریب به اتفاق رویکردهای روانشناسی مطرح شده، مفهوم سلامت روان[۱] را به عنوان یک مفهوم مستقل، مورد بررسی قرار ندادند. در خلال این دوران، این موضوع تقریباً مورد اتفاق نظر بود که سلامت روان، مفهومی جدای از بیماری روانی نیست. به عبارت دیگر، هرفردی که فاقد نشانگان اختلالات روانشناختی بود، دارای سلامت روان، تلقی می شد. از اینرو تمرکز عمده ی نظریه پردازی ها و پژوهش های روانشناختی، بر اختلالات روانی و افراد دارای اختلال روانی، متمرکز شد (کیس[۲]، ۲۰۰۷). پژوهش های حیطه ی هیجانات نیز از این جهت گیری، مستثنا نبودند و اکثر مطالعات در زمینه ی هیجانات، بر هیجانات منفی متمرکز بودند (امونز[۳]، ۲۰۰۵). این وضعیت تا اواخر قرن بیستم بر مطالعات و پژوهش های روانشناسی، حاکم بود تا اینکه در اواخر قرن نوزدهم، نظریه پردازان و پژوهشگران جنبش نوظهوری که امروزه روانشناسی مثبت[۴] نامیده می شود، تمرکز اصلی خود را بر توجه به هیجانات مثبت و عوامل مؤثر بر این هیجانات گذاشتند (سلیگمن[۵]، ۲۰۰۲). این رویکرد، روانشناسی قرن بیستم را به دلیل تمرکز بیش از حد بر مقوله ی آسیب شناسی روانی و غفلت از مبانی سلامت روان، به چالش کشید (سلیگمن؛ ترجمه ی کلانتری، طبائیان، آقایی و سجادیان، ۱۳۹۰) و تأکید کرد که روانشناسی علاوه بر توجه به مقوله ی درمان مسائل روانشناختی همچون هیجانات منفی ناکارآمد، باید به ارتقاء مؤلفه‌ های مختلف سلامت روان، از جمله هیجانات مثبت نیز توجه داشته باشد (کار[۶]، ۲۰۰۵). این تغییر نگرش در جریان علم روانشناسی، منجر ‌به این شد که هیجانات مثبتی همچون شادی[۷] و لذت[۸]، که در طول قرن بیستم تاحد زیادی مورد غفلت پژوهش های علمی قرار گرفته بودند، مرکز توجه نظریه پردازان و پژوهشگران مختلف، قرار بگیرند (سلیگمن، ۲۰۰۲).

در میان هیجانات مثبت، تاکنون شاید هیچ مقوله ای به اندازه ی دو هیجان شادی و لذت، مورد بررسی نظریه پردازان و پژوهشگران قرار نگرفته باشد (کسبیر و داینر[۹]، ۲۰۰۸). شادی و لذت، به عنوان مهمترین هیجانات مثبت انسان قلمداد می‌شوند (‌آرگایل؛ ترجمه ی گوهری انارکی، نشاط دوست،‌ پالاهنگ و بهرامی، ۱۳۸۳). این دو هیجان، همپوشی ها و قرابت های زیادی با یکدیگر دارند، به طوری که حتی در مواردی، توسط بعضی از نظریه پردازان، به عنوان مفاهیمی مترادف در نظر گرفته می‌شوند (خداپناهی، ۱۳۸۸) و یا اینکه لذت، به عنوان مؤلفه‌ ای از شادی در نظر گرفته می شود (دوک ورث، استین[۱۰] و سلیگمن، ۲۰۰۵). برای اکثر افراد، هیجان شادی، همواره در ارتباط با هیجان لذت، تداعی می شود، به طوری که درک بیشتر مردم از تجربه ی شادی، بیشتر به تجاربی که توأم با هیجان لذت باشد، مربوط می شود. در واقع ظاهراًً اینطور به نظر می‌رسد که این دو هیجان، قابل تفکیک از یکدیگر نیستند و تجربه ی هریک با تجربه ی دیگری همراه است. با این حال، آنچه که امروزه مورد تأکید و توافق نظریه پردازان هیجانات مثبت است، این است که هیجانات شادی و لذت، مفاهیمی مستقل اما کاملاً مرتبط با یکدیگر محسوب می‌شوند (فرانکلین[۱۱]، ۲۰۱۰).

نظریه پردازان هیجانات مثبت، درمورد عوامل مرتبط با شادی و لذت، تأکید بارزی بر مؤلفه‌ های شناختی دارند (ایشی، شیماک و داینر[۱۲]، ۲۰۰۱؛ کار، ۲۰۰۵). این موضوع بویژه در رویکردهای شناختی- رفتاری به خوبی مورد بررسی و تأیید قرار گرفته است که شناخت های افراد با هیجانات آن ها ارتباط تنگاتنگی دارد، به طوری که با تغییر مناسب و سازنده در شناخت ها می توان تغییراتی مطلوب و سازنده در هیجانات ایجاد کرد (کری؛ ترجمه ی سیدمحمدی، ۱۳۸۹). ‌بر اساس مطالعاتی که در زمینه ی جنبه‌های شناختی هیجانات مثبت، صورت گرفته است، به نظر می‌رسد باورهای مذهبی و معنوی می‌توانند به عنوان عوامل شناختی مهم و تأثیر گذاری در رابطه با تجربه ی هیجانات مثبتی همچون شادی و لذت، ایفای نقش کنند (امونز، ۲۰۰۵). ‌بنابرین‏ توجه ‌به این مؤلفه‌ ها در مداخله به منظور ارتقاء هیجانات مثبت، می‌تواند حائز اهمیت باشد.

پکپارچه سازی[۱۳] عقاید مذهبی و معنوی مراجعین در جریان رویکردهای معتبر مشاوره و روان درمانی، موضوعی است که به طور جدی در سال های اخیر، مورد توجه قرار گرفته است، اما با توجه به پژوهش های علمی متعددی که در همین دوره ی زمانی کوتاه، انجام شده و از اثربخشی این مداخلات، خبر می‌دهند، امروزه کاربرد و اثربخشی چنین مداخلاتی، مورد توافق و پذیرش است. با این حال، این جریان علمی و پژوهشی، هنوز در ابتدای مسیر خود قرار دارد و بررسی اثربخشی یکپارچه سازی عقاید مذهبی و معنوی مراجعین در جریان درمان، هنوز ‌در مورد بسیاری از رویکردهای مشاوره و روان درمانی انجام نگرفته است (پارگامنت[۱۴]، ۲۰۰۷). رویکرد روان نمایشگری[۱۵] نیز از جمله رویکردهایی محسوب می شود که به نظر می‌رسد ظرفیت بالقوه ی مناسبی جهت بهره گیری از عقاید معنوی و مذهبی مراجعین را دارد (مارینیو[۱۶]، ۱۹۹۴). لذا این پژوهش برآن است تا ضمن بررسی روابط بین متغیرهای نگرش مذهبی، شادی، لذت و سلامت روان در قالب یک مدل ساختاری، اثربخشی روان نمایشگری با محتوای معنوی را بر سه متغیر شادی، ‌لذت و سلامت روان، مورد بررسی قرار دهد.

۱-۲ بیان مسئله

برای بسیاری از افراد، ورود به دانشگاه و پذیرش هویت دانشجویی، صرفاً به منزله ی یک تغییر و رشد تحصیلی محسوب نمی شود، بلکه محیط دانشگاه و دوره ی دانشجویی، با تجارب جدید بسیاری که در پیش روی افراد قرار می‌دهد، می‌تواند تأثیرات قابل ملاحظه ای بر رشد هویتی آن ها داشته باشد (برک؛ ترجمه ی سیدمحمدی، ۱۳۸۷). افراد با ورود به دوره ی دانشجویی، عملاً به عرصه ی مهمی از زندگی دوره ی بزرگسالی وارد می‌شوند و در معرض انتظارات اجتماعی و تحصیلی بیشتر و متنوع تری نسبت به دوره ی تحصیلی قبلی، قرار می گیرند. این مواجهه ی یکباره با هنجارها و انتظارات تحصیلی و اجتماعی جدید، به همراه مسائلی چون دوری از خانواده (‌در مورد دانشجویان خوابگاهی)، افزایش هزینه های تحصیلی، نگرانی درمورد عملکرد تحصیلی و اکتساب نمرات مناسب و مسائل مربوط به روابط بین فردی با دیگران در محیط دانشگاه، می‌تواند فشارهای روانی زیادی را برای دانشجویان به همراه داشته باشد (مارتین، کاینوس، وبر و گودبوی[۱۷]، ۲۰۰۶). از اینرو امروزه در حوزه ی مطالعات سلامت روان، دوره ی تحصیلات دانشگاهی، برای افرادی که در اوان دوره ی بزرگسالی وارد دانشگاه می‌شوند، دوره ی بسیار حساسی محسوب می شود. مطالعات و پژوهش های انجام شده در این زمینه، در مجموع بیانگر این موضوع هستند که مسائل و مشکلات روانشناختی، بویژه مشکلات خلقی مانند افسردگی، در جمعیت های دانشجویی به میزان قابل توجهی ملاحظه می شود. ‌بر اساس این پژوهش ها هرساله، شمار دانشجویانی که به مراکز مشاوره ی دانشگاه ها مراجعه می‌کنند، رو به رشد است و برای بسیاری از این دانشجویان، تشخیص اختلالات روانی محرز می شود (هاوارد، شیرالدی، پیندا و کامپانلا[۱۸]، ۲۰۰۶). در ایران هنوز پژوهشی که به طور جامع و با بررسی مراکز مشاوره ی دانشگاه ها به ارزیابی وضعیت سلامت روان دانشجویان پرداخته باشد، انجام نگرفته است، اما بعضی از پژوهش ها همسو با پژوهش های انجام گرفته در سایر کشورها این موضوع را نشان می‌دهند که در ایران نیز بخش مهمی از مسائل سلامت روان دانشجویان، به حیطه ی سلامت هیجانی آن ها مربوط می شود (امانی، سهرابی، صادقیه و مشعوفی، ۱۳۸۲، شمشیری نظام، کافیان تفتی و انصاری، ۱۳۸۳، معروفی ۱۳۸۴).

نظریه پردازی ها و پژوهش های مختلفی که در حیطه ی سلامت روان، انجام گرفته اند، در مجموع بر این موضوع توافق دارند که سلامت هیجانی شامل تجربه ی پایدار و با دوام هیجانات مثبت، مانند شادی و لذت، یکی از مؤلفه‌ های اساسی سلامت روان محسوب می شود (مک دونالد[۱۹]،۲۰۰۶). بر این اساس، برای مقابله با عوامل استرس زا و به طور کلی عوامل تهدید کننده ی سلامت روان و نیز برای پیشگیری از مسائل و اختلالات روانشناختی، تمرکز بر کاهش یا کنترل هیجانات منفی، کافی نیست، بلکه حفظ و ارتقاء سلامت روان، مستلزم حفظ و ارتقاء هیجانات مثبتی همچون شادی و لذت است (گلانز و شوارتز[۲۰]، ۲۰۰۸).

در تعریف و تبیین های علمی از هیجان شادی، معمولاً به سه مؤلفه ی عاطفه ی مثبت، عاطفه ی منفی و احساس رضایت از زندگی، تأکید می شود (لیوبومیرسکی، شلدون و اشکید[۲۱]، ۲۰۰۵). پژوهش های مختلف انجام شده در زمینه ی شادی، دو بعد اساسی شناختی[۲۲] و عاطفی[۲۳] را برای این هیجان شناسایی کرده‌اند. بعد شناختی شادی، شامل ارزشیابی و قضاوت شناختی ‌در مورد رضایت از زندگی است. این ارزشیابی هم شامل ارزشیابی کلی از زندگی و هم شامل ارزشیابی های اختصاصی از حیطه های مختلف زندگی است. بعد عاطفی شادی، نیز به تجربه ی مکرر و با دوام هیجانات مثبت، مخصوصاً هیجان لذت، در کنار میزان پایین تجربه ی هیجانات منفی،‌ اشاره دارد (کار، ۲۰۰۵؛ ‌آرگایل؛ ترجمه ی گوهری انارکی و همکاران، ۱۳۸۳). لذت، علی رغم اینکه به عنوان مؤلفه‌ ی عاطفی هیجان شادی، محسوب می شود، خود مستقلاً و به طور اختصاصی به عنوان یک هیجان مثبت در نظر گرفته می شود. به عبارت دیگر، تجربه ی هیجان لذت، از شروط لازم برای تحقق هیجان شادی است، اما لذت و شادی معادل یکدگر محسوب نمی شوند و لذت، شرط کافی برای تحقق شادی نیست. به همین دلیل است که امکان تحقق هیجان لذت، بدون تحقق هیجان شادی وجود دارد (فرانکلین، ۲۰۱۰).

در نظریه پردازی های مختلفی که از زمان فلاسفه ی یونان باستان تا پژوهش های علمی روانشناسی قرن بیست و یکم، ‌در مورد هیجان لذت، انجام گرفته است، اکثراً بر این موضوع اتفاق نظر وجود دارد که هیجان لذت، صرفاً محدود به لذات حسی مانند خوردن،‌ آشامیدن، بوییدن، میل جنسی و مواردی از این قبیل‌ نیست، بلکه مقولات روانشناختی برتری را نیز شامل می شود (کسبیر و داینر، ۲۰۰۸). به عنوان نمونه، روزین[۲۴] (۱۹۹۹، به نقل از ایشی و همکاران، ۲۰۰۱) در تبیین روانشناختی مفهوم لذت، به سه نوع لذت، اشاره می‌کند: لذت های حسی[۲۵]، لذت های زیبایی شناختی[۲۶] و لذت های دستاورد[۲۷] . لذت های حسی، به جنبه‌های بدنی و زیست شناختی، مربوط هستند؛ لذت های زیبایی شناختی، جنبه ی ذهنی و انتزاعی دارند، مانند لذت از موسیقی؛ لذت های دستاورد نیز از دستاوردهای مربوط به ارزش شخصی، حاصل می‌گردند. ‌در مورد مفهوم لذت، تقسیم بندی های مشابهی نیز در میان فلاسفه ی اسلامی، صورت گرفته است. به عنوان مثال، ابن سینا نیز لذات را در مقولات گوناگون جسمانی و عقلانی طبقه بندی می‌کند و بیان می‌دارد که بالاترین و با اهمیت ترین لذات،‌ لذت عقلانی است. منتها در دیدگاه نظریه پردازان اسلامی، جنبه‌های معنوی، همواره به عنوان مؤلفه‌ ای اساسی از لذت های غیرحسی محسوب می شده است، به طوری که اندیشمندان فلسفه ی اسلامی همچون ابن سینا و نیز بزرگان عرفان اسلامی همچون مولانا از جمله پیشگامان این موضوع بودند که تجارب معنوی به عنوان مهمترین منابع تجربه ی لذت و شادی به شمار می‌روند (محمدی آسیابادی، ۱۳۸۸؛ خادمی، ۱۳۸۹؛ سلیمانی، ‌۱۳۸۹).

مذهب[۲۸] و معنویت[۲۹] همواره به عنوان یکی از مهمترین ابعاد تجربه ی انسانی، در سراسر تاریخ بشریت به شمار می رفته است. به طوری که تأثیر عمیق عقاید مذهبی و معنوی بر جنبه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان ها چه در دوره های تاریخی گذشته و چه در حال حاضر، به هیچ وجه قابل انکار نیست (زینبائوئر[۳۰] و پارگامنت، ۲۰۰۵). اگرچه در دوره هایی از مطالعات روانشناختی در زمینه ی مذهب و معنویت، این دو مقوله، به عنوان دو مفهوم کاملاً‌ مستقل در نظرگرفته می شدند، اما امروزه این دو مقوله به عنوان مفاهیم بسیار مرتبطی تلقی می‌شوند که از جنبه‌های مختلفی با یکدیگر همپوشی دارند. هر دو مفهوم مذهب و معنویت، به یک نظام معنادهی فرامادی اشاره دارند که عمیقاً در جهان بینی افرادی که به آن معتقد هستند، نهادینه شده و در بسیاری از تجارب آن ها در زمینه‌های مختلف زندگی روزمره، تأثیر گذار است. منتها مذهب، بیشتر به عقاید و اصول منسجم ارائه شده از جانب یک دین یا آیین مشخص اشاره دارد که معمولاً نهادهای اجتماعی خاصی مثل کلیسا، کنیسه، معبد یا مسجد نیز در ارتباط با آن وجود دارند. در مقابل، معنویت بیشتر به یک نظام معنادهی فردی درونی اشاره دارد که جامعیت، انسجام و استلزامات اجتماعی کمتری نسبت به مذهب دارد (هود، هیل و اسپیلکا[۳۱]، ۲۰۰۹). علی رغم این تفاوت های مفهومی، عملاً نمی توان تمایز مطلقی بین مذهب و معنویت، قائل شد، زیرا ‌در مورد بسیاری از افراد، مذهب، اعم از معنویت است. به عبارت دیگر، بسیاری از افرادی که خود را مذهبی می دانند، خود را بهره مند از تجارب معنوی نیز می دانند، زیرا حتی افرادی که عقاید مذهبی یکسانی دارند، ‌بر اساس همین عقاید یکسان، تجارب معنوی درونی شده، شخصی و منحصر به فردی را در ابعاد مختلف زندگی روزمره ی خود تجربه می‌کنند (زینبائوئر و پارگامنت، ۲۰۰۵).

باورهای مذهبی و معنوی، بویژه باورهای مبتنی بر ارتباط با خداوند، می‌توانند تأثیرات قابل توجهی بر سلامت روان داشته باشند. زیرا این باورها از یک سو منابع بسیار ارزشمندی برای مقابله ی مؤثر با موقعیت ها و شرایط استرس زا و تعدیل و کنترل هیجانات منفی به شمار می‌روند و از سوی دیگر می‌توانند در ایجاد و ارتقاء هیجانات مثبت، تأثیر مستقیمی داشته باشند (هیل و پارگامنت، ۲۰۰۳). در واقع باورهای مذهبی و معنوی، شامل باورها و شناخت های عمیق و نهادینه شده ای هستند که می‌توانند روی سبک پردازش شناختی و تعبیر افراد از مسائل مختلف، تأثیر گذار باشند. از اینرو نظریه های مبتنی بر رویکردهای شناختی، بر این اعتقاد هستند که باورهای مذهبی و معنوی نیز دقیقاً مانند سایر شناخت های موجود در نظام ذهنی افراد، عمل می‌کنند و دقیقاً همان ساز و کارهایی که به طور کلی ‌در مورد نظام شناختی افراد، مطرح می شود، ‌در مورد باورهای مذهبی و معنوی آنان نیز صدق می‌کند. هرچند که بررسی عینی صحیح یا غلط بودن تعبیرهای ماورایی مربوط ‌به این باورها، خارج از حیطه ی علم روانشناسی است، اما ‌بر اساس پژوهش های مختلف، به نظر می‌رسد که نظام شناختی مبتنی بر مذهب و معنویت، می‌تواند به سازگاری روانی و اجتماعی افراد، کمک کند (اوزوراک[۳۲]، ۲۰۰۵). بویژه در مطالعات مربوط به هیجانات مثبت همچون شادی و لذت، عقاید مذهبی و معنوی، همواره به عنوان یکی از عوامل اصلی تأثیر گذار بر این هیجانات، مطرح بوده اند (کار، ۲۰۰۵؛ جانسون[۳۳]، ۲۰۰۹). ‌بنابرین‏ با توجه به ارتباط باورهای مذهبی و معنوی با سلامت روان و بویژه مقوله ی هیجانات مثبتی همچون شادی و لذت، در جریان مداخلات متمرکز بر سلامت روان و هیجانات مثبت، توجه به مقوله ی باورهای مذهبی و معنوی مراجعین، می‌تواند حائز اهمیت باشد. این ایده تا کنون در قالب مداخلات مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است که برجسته ترین آن ها مداخلات مبتنی بر رویکردهای شناختی- رفتاری بوده است (پارگامنت، ۲۰۰۷). با این حال، هنوز رویکردهای مشاوره و روان درمانی مهمی در این زمینه قابل بررسی هستند که هنوز مورد توجه پژوهشگران قرار نگرفته اند. به نظر می‌رسد که روان نمایشگری از جمله این رویکردها باشد، زیرا روان نمایشگری، از یکسو انعطاف پذیری و ظرفیت بالایی برای التقاط گرایی دارد (کارپ[۳۴]، ۱۹۹۸)، و از سوی دیگر، تأکید بسیار این رویکرد بر مؤلفه‌ های هیجانی هم در بعد هیجانات مثبت و هم در بعد هیجانات منفی، از ابتدای شکل گیری روان نمایشگری تاکنون، همواره به عنوان یکی از ویژگی های بارز آن به شمار می رفته است (باستوس[۳۵]، ۱۹۹۴). به علاوه، روان نمایشگری از ابتدای شکل گیری تا کنون، هیچگاه در چارچوب آسیب شناسی محض و اختلالات روانی، محصور نبوده و بسیاری از مؤلفه‌ های مختلف سلامت روان، همواره مورد توجه این رویکرد بوده است (کارپ، ۱۹۹۸).

روان نمایشگری، رویکردی مبتنی بر ایفای نقش است که در آن درمانجویان، مثل این که واقعاً در وضعیت خاصی از زندگی خود قرار دارند، به ایفای نقش می پردازند. این نقش بازی کردن، تا حدودی تخلیه ی هیجانی[۳۶] و خودانگیختگی را در پی دارد و بینش و خودشناسی افراد را بالا می‌برد (فیرس و ترال؛ ترجمه ی فیروزبخت، ۱۳۸۸). روان نمایشگری اگرچه مانند سایر رویکردهای مشاوره و روان درمانی، از ارتباطات کلامی، بهره می‌برد اما به درمان کلامی وابسته نیست، بلکه تأکید اصلی این درمان، براجرا است. بااجرا تجربیات گذشته و دغدغه ها و نگرانی های مربوط به آینده، به اینجا و اکنون آورده می شود و مجدداً موردپردازش قرارگرفته و تعارض های نهفته در آن ها حل می‌گردد (کلارک و دیویس-گیج[۳۷]، ۲۰۱۰). همچنین روان نمایشگری، با ایجاد فضایی امن، امکان آزادسازی و حل هیجانات و تعارضات بازداری شده یا سرکوب شده را فراهم می‌کند (دانکن، گاتمن و اسکولم[۳۸]، ۱۹۷۰).

از حیطه های اصلی مداخلات مبتنی بر رویکرد روان نمایشگری، کاوش بخش های عمیق عواطف و هیجانات افراد و حل مسائل و تعارضات موجود در این زمینه ها است (بلاتنر[۳۹]، ۱۹۹۶). در این جریان، افراد به اجرا و بازسازی موقعیت هایی می پردازند که برای آن ها توأم با بارهیجانی بااهمیتی بوده است، و می‌توانند فرآیندهای فکری و هیجانی خود را در این موقعیت ها، از طریق کلام و حرکات بدن، ابراز کنند (فونگ[۴۰]، ۲۰۰۶). شکل منسجمی از ایفای نقش که در جریان روان نمایشگری دنبال می شود، باعث می‌گردد تا افراد بتوانند به طرز عینی تری با هیجانات و احساسات خود روبه رو شوند و درک و بینش عمیق تری نسبت به افکار و احساسات خود به دست آورند(بلاتنر۲۰۰۰). به علاوه در جریان روان نمایشگری، صرفاً‌ به سطح بینش به مسائل و تعارضات، بسنده نمی شود، بلکه فضای روان نمایشگری به منزله ی یک آزمایشگاه رفتاری محسوب می شود که افراد می‌توانند بدون ترس از شکست یا توبیخ شدن به خاطر اشتباهات، به تمرین الگوهای شناختی، هیجانی و رفتاری مؤثر و سالم، دست بزنند (اسپریگ[۴۱]، ۱۹۹۴).

رویکرد روان نمایشگری از همان ابتدای شکل گیری، هم بر مفاهیم معنوی و هم بر هیجانات مثبت، تأکید قابل ملاحظه ای داشت. تأکید این رویکرد بر هیجانات مثبت، هنوز هم به طور بارزی دیده می شود، اما تأکیدی که جی. ال. مورنو[۴۲] بر مبانی معنوی رویکرد روان نمایشگری داشت، پس از او مورد بررسی علمی و پژوهشی قرار نگرفت (مارینیو، ۱۹۹۴). از اینرو با توجه به ظرفیت های بالقوه ی روان نمایشگری برای بهره گیری از عقاید معنوی مراجعین و نیز پرداختن به ارتقاء هیجانات مثبت، در این پژوهش، اثربخشی روان نمایشگری با محتوای معنوی بر شادی، لذت و سلامت روان دانشجویان مورد بررسی قرار خواهد گرفت. همچنین با توجه به مبانی نظری و پیشینه ی پژوهشی که به شکل های مختلف، نشانگر ارتباط بین متغیرهای نگرش مذهبی، شادی، لذت و سلامت روان هستند، این پژوهش به منظور ارائه ی تبیینی دقیق از این روابط، برای نخستین بار این متغیرها را در قالب یک مدل ساختاری، بررسی خواهد نمود. ‌بنابرین‏ هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی روان نمایشگری با محتوای معنوی بر شادی، لذت و سلامت روان و بررسی مدل ساختاری رابطه ی نگرش مذهبی، شادی، لذت و سلامت روان در دانشجویان دانشگاه اصفهان می‌باشد. علت استفاده از مؤلفه‌ ی مذهب به جای مؤلفه‌ ی معنویت در مدل ساختاری مورد بررسی،‌ جامعیت مفهوم مذهب نسبت به معنویت است. این موضوع در فصل دوم به تفصیل، مورد بحث قرار خواهد گرفت. مدل ساختاری مفروض در پژوهش حاضر، در شکل ۱٫۱ ارائه شده است.

ن نگرش مذهبی

لذت

شادی

سلامت روان سلامت روان

شکل۱-۱: مدل ساختاری مفروض رابطه ی بین نگرش مذهبی، شادی، لذت و سلامت روان

۱-۳ اهمیت و ضرورت پژوهش

محیط دانشگاه و دوره ی دانشجویی، موقعیت بسیار مناسب و ایده آلی برای اجرای برنامه های پیشگیرانه در زمینه ی ارتقاء سلامت روان و پیشگیری از اختلالات روانی است. در طی دوران دانشجویی، افرادی که به تازگی دوره ی نوجوانی را پشت سر گذاشته اند، در محیط دانشگاه، برای اولین بار به طور جدی با بعضی از چالش ها و استرس های مربوط به دوران بزرگسالی آشنا می‌شوند. این دوره ی زمانی و این محیط چالش برانگیز، فرصت بسیار مناسبی است تا دانشجویان با بهره مندی از مداخلات روانشناختی مناسبی که محیط دانشگاه برای آنان فراهم می آورد، بتوانند مهارت های کنار آمدن با استرس ها و چالش های دوران بزرگسالی را فرابگیرند و تمرین کنند (هاوارد، و همکاران، ۲۰۰۶). مطمئناً در جریان چنین مداخلاتی لازم است که کلیه ی عواملی که به انحاء مختلف، می‌توانند درحفظ و ارتقاء سلامت روان، بویژه در سنین اوایل بزرگسالی تأثیر گذار باشند،‌ مدنظر متخصصین بالینی قرار بگیرند. ‌بر اساس مطالعات و پژوهش های متعددی که تاکنون صورت گرفته است، به نظر می‌رسد که عقاید مذهبی و معنوی یکی از مهمترین این عوامل محسوب می‌شوند.

در تمام فرهنگ ها و جوامع، دوره ی سنی انتقال از نوجوانی به بزرگسالی، دوره ای بسیار حساس و با اهمیت، تلقی می شود. در این دوران، هنوز بسیاری از افراد با وجود اینکه به لحاظ سنی، دوره ی نوجوانی را پشت سر گذاشته اند، هنوز به یک هویت تثبیت شده و پایدار دست نیافته اند. همچنین در این سنین بویژه برای افرادی که وارد دوره ی دانشگاه می‌شوند، بسیاری از تغییرات و تحولات در ساختارهای شخصیتی و هویتی، قابل انتظار است (برک؛ ترجمه ی سیدمحمدی، ‌۱۳۸۷). بخشی مهمی از فرایند تشکیل هویت در این دوران، به هویت مذهبی و معنوی افراد، مربوط می شود (لونسون، آلدوین، دی ملو[۴۳]، ۲۰۰۵). در دوره ی نوجوانی و اوایل بزرگسالی، به موازات رشد تفکر انتزاعی،‌ باورهای معنوی و مذهبی افراد نیز دچار تغییرات و تحولات قابل ملاحظه ای می شود. اگرچه در دوران نوجوانی، این تغییرات، بیشتر به صورت تشکیک و چالش با مبانی مذهبی است، اما با ورود به دوران بزرگسالی و با پیشرفت در جهت تثبیت هویت، بسیاری از افراد، باورهای مذهبی و معنوی خود را دریک چارچوب یکپارچه و جامع ادغام می‌کنند که در نگرش آن ها به زمینه‌های مختلف زندگی، تأثیر گذار است (هود و همکاران، ۲۰۰۹). ‌بنابرین‏ در مداخلات متمرکز بر سلامت روان در جمعیت دانشجویان، توجه به باورهای مذهبی و معنوی افراد، می‌تواند بسیار حائز اهمیت باشد. پژوهش های مختلف، نشانگر این هستند که باورهای مذهبی و معنوی، به خصوص به دلیل نقش مهمی که در ایجاد تجارب هیجانات مثبت و کنترل و تنظیم هیجانات منفی دارند، می‌توانند به عنوان یکی از منابع غنی در حیطه ی سلامت روان،‌ محسوب شوند (امونز، ۲۰۰۵). منتها تأثیر مثبت این منابع ارزشمند، هنگامی به حداکثر خود خواهد رسید که به طور فعالی در الگوهای شناختی، رفتاری و هیجانی افراد، تثبیت شود و مورد استفاده قرار بگیرد (شافرانسک[۴۴]، ۲۰۰۵). این موضوع، یکی از هدف های اصلی یکپارچه سازی عقاید معنوی و مذهبی مراجعین، در جریان مشاوره و روان درمانی به شمار می رود (پارگامنت، ۲۰۰۷).

تاکنون تعداد قابل توجهی از پژوهش ها به بررسی اثربخشی مداخلات روانشناختی یکپارچه شده با عقاید معنوی و مذهبی پرداخته‌اند، اما تنوع رویکردهای مشاوره و روان درمانی شناخته شده و معتبر که در این مداخلات، مورد توجه قرار گرفته اند،‌ بسیار محدود بوده است، به طوری که اکثراً این تلفیق و یکپارچه سازی ‌در مورد رویکردهای شناختی- رفتاری، مورد بررسی قرار گرفته است (دی سوزا و رودریگو[۴۵]، ۲۰۰۴؛ احمدی و کجباف[۴۶] ۲۰۱۲؛ بیان زاده، بولهری، دادفر و کریمی کیسمی،۱۳۸۳؛ مرادی، کلانتری، نشاط دوست و مولوی، ۱۳۸۳؛ مجاهد، کلانتری، مولوی، نشاط دوست و بخشانی، ۱۳۸۸). با این حال، هنوز رویکردهای مشاوره و روان درمانی بسیاری وجود دارند که زمینه‌های بالقوه ی مناسبی برای یکپارچه سازی عقاید مذهبی و معنوی مراجعین را دارند. این پژوهش برای نخستین بار به ارزیابی استفاده از عقاید مذهبی و معنوی در جریان روان نمایشگری پرداخته و سعی دارد اثربخشی این مداخله را در ارتقاء سطح شادی، لذت و سلامت روان دانشجویان، مورد بررسی قرار دهد. همچنین به منظور ارائه ی تبیینی جامع از روابط بین متغیرهای نگرش مذهبی، شادی، لذت و سلامت روان در میان جمعیت دانشجویان، در پژوهش حاضر برای نخستین بار، مدل ساختاری روابط بین این متغیرها ‌بر اساس پیشینه ی نظری و پژوهشی، ارائه و مورد بررسی قرار گرفته است.

۱-۴ اهداف پژوهش

۱٫ تعیین اثربخشی کلی مداخله روان نمایشگری با محتوای معنوی، برافزایش میزان شادی، لذت و سلامت روان دانشجویان دانشگاه اصفهان در مرحله پس آزمون و پیگیری.

۲٫ تعیین اثربخشی مداخله روان نمایشگری با محتوای معنوی، بر افزایش میزان شادی دانشجویان دانشگاه اصفهان در مرحله پس آزمون و پیگیری.

۳٫ تعیین اثربخشی مداخله روان نمایشگری با محتوای معنوی، برافزایش میزان لذت دانشجویان دانشگاه اصفهان در مرحله پس آزمون و پیگیری.

۴٫ تعیین اثربخشی مداخله روان نمایشگری با محتوای معنوی، بر افزایش میزان سلامت روان دانشجویان دانشگاه اصفهان در مرحله پس آزمون و پیگیری.

۵٫ تعیین رابطه‌ بین نگرش مذهبی و شادی دانشجویان دانشگاه اصفهان.

۶٫ تعیین رابطه ی بین نگرش مذهبی و لذت دانشجویان دانشگاه اصفهان.

۷٫ تعیین رابطه‌ بین لذت و شادی دانشجویان دانشگاه اصفهان.

۸٫ تعیین رابطه ی بین لذت و سلامت روان دانشجویان دانشگاه اصفهان.

۹٫ تعیین رابطه ی بین شادی و سلامت روان دانشجویان دانشگاه اصفهان.

۱۰٫ تعیین برازش مدل ساختاری رابطه ی بین نگرش مذهبی، شادی، لذت و سلامت روان در دانشجویان دانشگاه اصفهان.

۱-۵ فرضیات پژوهش

۱٫ مداخله روان نمایشگری با محتوای معنوی، مجموع شادی، لذت و سلامت روان گروه آزمایش را در مرحله پس آزمون و پیگیری، نسبت به گروه کنترل، افزایش می‌دهد.

۲٫ مداخله روان نمایشگری با محتوای معنوی، میزان شادی گروه آزمایش را در مرحله پس آزمون و پیگیری، نسبت به گروه کنترل، افزایش می‌دهد.

۳٫ مداخله روان نمایشگری با محتوای معنوی، میزان لذت گروه آزمایش را در مرحله پس آزمون و پیگیری، نسبت به گروه کنترل، افزایش می‌دهد.

۴٫ مداخله روان نمایشگری با محتوای معنوی، میزان سلامت روان گروه آزمایش را در مرحله ‌ی پس آزمون و پیگیری، نسبت به گروه کنترل، افزایش می‌دهد.

۵٫ بین نگرش مذهبی و شادی دانشجویان دانشگاه اصفهان ، رابطه‌ مثبت معنادار وجود دارد.

۶٫ بین نگرش مذهبی و لذت دانشجویان دانشگاه اصفهان ، رابطه‌ مثبت معنادار وجود دارد.

۷٫ بین لذت و شادی دانشجویان دانشگاه اصفهان، رابطه‌ مثبت معنادار وجود دارد.

۸٫ بین لذت و سلامت روان دانشجویان دانشگاه اصفهان، رابطه‌ مثبت معنادار وجود دارد.

۹٫ بین شادی و سلامت روان دانشجویان دانشگاه اصفهان، رابطه‌ مثبت معنادار وجود دارد.

۱۰٫ برازش مدل ساختاری رابطه بین نگرش مذهبی، شادی، لذت و سلامت روان در دانشجویان دانشگاه اصفهان، ‌بر اساس شاخص های برازندگی، تأیید می‌گردد.

۱-۶ متغیرهای پژوهش

الف)متغیر مستقل

متغیر مستقل در این پژوهش، عبارت است از عضویت گروهی (مداخله ی روان نمایشگری با محتوای معنوی).

ب) متغیرهای وابسته

متغیرهای وابسته در این پژوهش، عبارتند از: نمرات پس آزمون و پیگیری شادی، لذت و سلامت روان.

ج)متغیر کنترل

متغیر کنترل در این پژوهش، عبارت است از نمرات پیش آزمون.

د) متغیرهای پیش بین

متغیرهای نگرش مذهبی، شادی و لذت، در چارچوب مدل ساختاری ارائه شده در این پژوهش، به عنوان متغیر پیش بین در نظر گرفته شده اند.

ه) متغیرهای ملاک

متغیرهای شادی، لذت و سلامت روان، در چارچوب مدل ساختاری ارائه شده در این پژوهش، به عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته شده اند.

۱-۷ تعریف اصطلاحات و مفاهیم

۱-۷-۱ تعاریف نظری(مفهومی)

الف) شادی[۴۷]

داینر، (۲۰۰۲؛ به نقل از کشاورز و ‌وفاییان، ۱۳۸۶، ص ۵۲)، شادی را به عنوان هیجانی چندبعدی تعریف می‌کند که در بردارنده ی «نوعی ارزشیابی است که فرد از خود و زندگی اش به عمل می آورد و مواردی از قبیل رضایت از زندگی، هیجان و خلق مثبت، فقدان افسردگی و اضطراب را شامل می شود و ابعاد مختلف آن نیز به شکل شناخت ها و عواطف است». این تعریف با تعاریف ارائه شده توسط دیگر نظریه پردازان و پژوهشگران برجسته ی هیجان شادی، همخوانی زیادی دارد(آرگایل؛ به نقل از گوهری انارکی و همکاران، ۱۳۸۳؛ کالاهان[۴۸]، ۲۰۱۱؛ کار، ۲۰۰۵، لیوبومیرسکی، شلدون و اشکید، ۲۰۰۵).

ب) لذت[۴۹]

لذت، یکی از مهمترین هیجانات مثبت انسان محسوب می شود که به تجربه ی مجموعه ای از حالات هیجانی و جسمانی خوشایند اشاره دارد (جانسون، ۲۰۰۹). لذت، ممکن است به صورت حالات هیجانی و فیزیولوژیک شدید، تند و توام با برانگیختگی بالا بروز یابد که در این صورت معمولاً با اصطلاحاتی همچون سرخوشی[۵۰] یا خلسه[۵۱] نامیده می شود وهمچنین ممکن است به صورت آرامش توأم با احساس خوشایندی و دلپذیری، بروز یابد که در این صورت معمولاً با نام هایی همچون خشنودی[۵۲] و وقار[۵۳] نامیده می شود. در واقع این ها همگی ابعاد مختلف هیجان لذت هستند (پترسون[۵۴]، ۲۰۰۶).

مفهوم لذت، به طور کلی به دو دسته ی لذت های بدنی[۵۵] و لذت های برتر[۵۶] قابل تقسیم است. لذت های بدنی از طریق حواس و حالات فیزیولوژیک حاصل می‌شوند. به عنوان مثال لذت حاصل از فعالیت جنسی، بوییدن رایحه ای خوشایند و یا چشیدن غذایی خوش طعم،‌ از جمله ی لذت های بدنی، محسوب می شود. بر خلاف لذت های بدنی، لذت های برتر، از فعالیت های پیچیده تری حاصل می شود و شامل احساساتی همچون سعادت، سرور، آسایش، خلسه و گرمی می‌باشد (سلیگمن، ۲۰۰۲).

ج) سلامت روان[۵۷]

اصطلاح سلامت روان[۵۸] به یک حالت عملکرد روانی موفق و رضایت بخش اشاره دارد که منتج به فعالیت‌ های سازنده، روابط رضایت بخش، توانایی سازگاری با تغییرات و مقابله با ناملایمات و پیشامدهای ناخوشایند می‌شود (کان و فاوست[۵۹]، ۲۰۰۸). ‌بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی[۶۰]، سلامت روان، صرفاً به معنای فقدان بیماری روانی نیست بلکه یک حالت خوب بودن[۶۱] روانی است که با توانایی تحقق توانمندی های فردی، مقابله با استرس های معمول زندگی، کارکرد مولد و اثربخش در زندگی روزمره، و مشارکت مناسب در جامعه مشخص می‌شود (کیس، ۲۰۰۷).

د) مذهب[۶۲] و معنویت[۶۳]

در طول قرن بیستم در اکثر نظریه پردازی هایی که ‌در مورد مذهب و معنویت صورت می‌گرفت, این دو مفهوم به عنوان دو مقوله ی کاملاً متمایز در نظر گرفته می‌شدند, اما امروزه نظریه پردازان و پژوهشگران حیطه ی روانشناسی مذهب و معنویت, معتقدند که این دو مفهوم اگرچه به لحاظ نظری مستقل هستند، ولی کاملاً به یکدیگر مرتبط بوده و تا حد زیادی همپوشی دارند. به همین دلیل اگرچه هنوز تعریفی که مورد توافق نظر همه ی نظریه پردازان این حیطه باشد وجود ندارد, اما بسیاری از تعاریف ارائه شده، مذهب و معنویت را در ارتباط با یکدیگر تعریف می‌کنند (زینبائوئر و پارگامنت, ۲۰۰۵). بعضی از تعاریف، مذهب و معنویت را به مفاهیم الهی مرتبط می‌دانند. بر این اساس, معنویت به عنوان تجربه ی ذهنی و شخصی مبتنی بر معناجویی در رابطه ی با خداوند، تعریف می‌شود و مذهب به عنوان شکل اختصاصی و سازمان یافته ی معنویت, قلمداد می‌شود (کال و رابینز[۶۴], ۲۰۰۴). با این حال, اکثر تعاریف, صریحاً به مفهوم خداوند اشاره نمی‌کنند. بر اساس این دسته از تعاریف، معنویت به معناجویی فردی یا گروهی متمرکز بر مفاهیم مقدس و روحانی اشاره دارد و مذهب نیز به عنوان معناجویی فردی یا گروهی متمرکز بر مفاهیم مقدس، تعریف می‌شود که در یک ساختار سنتی و سازمان یافته، نمایان بروز می‌یابد. این ساختار، شامل نظامی‌از باورها، اعمال و ارزش ها است که بر مفاهیم مقدس، متمرکز است و در درون نهادهای اجتماعی، سنت ها، یا فرهنگ ها نهادینه شده و جریان می‌یابد (زینبائوئر و پارگامنت, ۲۰۰۵؛ ورثینگتون, هوک, وید, میلر و شارپ[۶۵], ۲۰۰۸).

ه) نگرش مذهبی[۶۶]

«نگرش، عبارت است از یک روش نسبتاً ثابت در فکر، احساس و رفتار، نسبت به افراد، گروه ها و موضع های اجتماعی یا قدری وسیع تر، هر گونه حادثه ای در محیط فرد» (کمبرت و همکاران؛ به نقل از ترکان و کجباف، ۱۳۸۷؛ ص ۵۰). ‌در مورد اصطلاح نگرش مذهبی، تع

نظر دهید »
فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | قسمت 27 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

    1. ۳٫ کاتوزیان، ناصر ، همان، ص۴۷٫ ↑

    1. ۱٫ قاسم­زاده، سیدمرتضی، همان، ص۹۷٫ ↑

    1. ۱٫ Von Kries ↑

    1. ۲٫ کاتوزیان، ناصر، همان، ص۴۷۵٫ ↑

    1. ۱٫ همان، ص۴۷۶٫ ↑

    1. ۲٫ همان، ص۴۷۸٫ ↑

    1. ۱٫ همان، ص۴۸۱٫ ↑

    1. ۲٫ بهرامی احمدی، حمید ، ضمان قهری مسئولیت مدنی، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق(ع)، چاپ یک، ۱۳۹۱، ص ۷۲ و ۷۱٫ ↑

    1. ۱٫ باریکلو،علیرضا، همان، ص ۶۲ ↑

    1. ۲٫ معطوف، لویس، المتجد فی اللغه، تهران: انتشارات اسلام، ج۲، ۱۳۸۰، ص۴۴۷٫ ↑

    1. . ابن منظور، جمال ابدین محمد بن مکرم، لسان العرب، نشر ادب الحوزه، ج۸، ۱۴۰۵ ق، ص۳۴٫ ↑

    1. . ابن ایثر جذری، المبارک بن محمد، النهایه فی غریب الحجدیث و الاثر، بیروت: دارالکتب العملیه، الطبعه الولی، ۱۴۱۸ ق، ص۸۱٫ ↑

    1. . جوهری، اسماعلی بن حماد، الصیاح، دارالعلم للملایین، الطبعه الرابعه، ۱۴۰۷ ق، ص۷۱۹٫ ↑

    1. . مصباح المنیر، به نقل از میرزای نائینی، منیه الطالب، تهران: چ۱، ج۲، ص۱۹۸٫ ↑

    1. . محمد رواس، قلعه جی و حامد صادق قنیعی، معجم لغه الفقها، ص۲۸۳٫ ↑

    1. . بجنوردی، السید میرزا حسن، القواعد الفقهیه، ق: نشر الهادی، ج۱، ۱۴۱۹ هـ. ق، ص۷۹٫ ↑

    1. ۴٫ همان ، ص۱۷۸٫ ↑

    1. . مرحوم میرزای نائینی، قاعده لاضرر ( منیه الطالب)، ج۲، ص۱۹۹٫ ↑

    1. . نراقی، احمد، عوایدالیلام، قم: مکتبه البصیرتی، الطبعه الثالثه، ۱۴۰۸ ق. ↑

    1. . آیت الله شیرازی، کتاب الحقوق، جلد صدم از دوره الفقه، ص ۲۰۸٫ ↑

    1. . همان ، ص ۱۹۱و۱۹۲٫ ↑

    1. . امامی، سیدحسن، حقوق مدنی، تهران:انتشارات سمت، چ۲، ج۲، ۱۳۷۸، ص۳۹۷ الی ۴۰۵٫ ↑

    1. . کاتوزیان، ناصر، صفان قهری و مسئولیت مدنی، تهران:انتشارات دانشگاه تهران، چ۳، ۱۳۷۰، ص۱۴۲٫ ↑

    1. ۱٫ باریکلو، علیرضا، همان، ص ۶۲ و ۶۳٫ ↑

    1. . همان، ص ۶۲ و ۶۳ ↑

    1. ۳٫ جعفری لنگرودی، محمدجعفر ،ترمینولوژی حقوق،تهران:انتشارات ادبستان،چ۱، ۱۳۷۹،ص ۴۱۶ ↑

    1. ۱٫ باریکلو، علیرضا، همان، ص ۶۳ و ۶۴ ↑

    1. . بهرامی احمدی، حمید، همان، ص ۷۶ و ۷۷ ↑

    1. ۱٫ همان ↑

    1. . همان ↑

    1. . ره پیک، حسن، حقوق مسئولیت مدنی و جبران­ها، تهران: انتشارات خرسندی، چ۱،ج ۱۷، ۱۳۹۰، ص ۶۰٫ ↑

    1. . کاتوزیان، ناصر ، همان، ص ۲۸۶ ↑

    1. . باریکلو ،علیرضا ، همان، ص ۸۵ ↑

    1. . ره پیک، حسن، همان، ص ۶۶ ↑

    1. . غمامی، مجید، قابلیت پیش‌بینی ضرر در مسئولیت مدنی، تهران: انتشارات شرکت سهامی انتشار، چ۱، ۱۳۸۳، ص ۱۶۸ . ↑

    1. . صفایی، سید حسین ، رحیمی، حبیب الله،همان،ص ۱۱۷٫ ↑

    1. ۱٫ غمامی، مجید،همان،ص۸۴ ↑

    1. ۱٫ کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی، قو اعد عمومی قراردادها، ج۴، شرکت سهامی انتشار، ش ۸۰۳، ص۲۳۴٫ ↑

    1. ۲٫ همان . ↑

    1. ۳٫ غمامی، مجید،همان،ص۸۴٫ ↑

    1. ۱٫ همان،ص۸۵٫ ↑

    1. ۲٫ شهابی، محمد، قواعد فقه، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۹۰، ص۷۶٫ ↑

    1. ۳٫ فیروز کوهی، شیخ علی بابا، قواعد فقه، نشر بی جا، ص۸۲٫ ↑

      1. ۱٫ برای مطالبه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به: علامه حیدری، اصول الاستنباط، ترجمه حمید مسجد سرایی و عباس زراعت، انتشارات حقوق اسلامی، چ۳، ۱٫۸۴، ص ۲۴۱ الی ۲۵۱٫ ↑

    1. ۲٫ غمامی، مجید، همان، ص۱۶۶٫ ↑

    1. ۱٫ کاتوزیان، ناصیر، الزام های خارج از قرارداد، انتشارات دانشگاه تهرا،چ۸،ج۱، ۱۳۸۶ ، ص ۳۴۷٫ ↑

    1. ۱٫ کاتوزیان، ناصر، حقوق مدنی ضفان قهری، مسئولیت مدنی، انتشارات دانشگاه تهران، چ۳، ۱۳۷۰، ص ۱۶۵٫ ↑

    1. ۲٫ النقیب، عاطف، النریه العامه المسئولیه الناشیه عن فعل الشخص، بیروت، انتشارات عویدات، چ۳، ۱۹۸۴، ص۲۹۷٫ ↑

    1. ۳٫ سهوری، عبدالرزاق احمد، الوسیط فی شرح القانون المدنی ا لجدید، بیروت، لبنان. ↑

    1. ۱٫ لوراسا، میشل، ترجمه؛ اشتری، محمد، نشر حقوقدان، چ۱، ۱۳۷۵، ص۱۱۱٫ ↑

    1. ۲٫ کاتوزیان، ناصر، همان، ص ۱۶۵٫ ↑

    1. ۱٫ سنهوری، عبدالرزاق احمد، همان، ص ۹۱۵٫ ↑

    1. ۲٫ یزدانیان، علیرضا، حقوق مدنی، قواعد عمومی مسئولیت مدنی، نشر میزان، چ۱، ۱۳۸۶، ص ۲۷۶٫ ↑

    1. ۱٫ کاتوزیان، ناصر، همان، چ۳، ۱۳۷۰، ص ۱۶۵٫ ↑

    1. ۱٫ Loss of profits. ↑

    1. ۱٫ لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، تهران: گنج دانش، چ۱۰، ۱۳۸۷،عدم النفع. ↑

    1. ۲٫ Zimmermann, Reinhard, The law of a bligations, oxford, clarendon press 1996.p.827. ↑

    1. ۳٫ Adams, John, Roger Brownsword, under standing contractlaw, London, fon tana press. 1988, p.146. ↑

    1. ۴٫ Bell, john, sophie Boyron, simon whittaker, principles of French law, oxford univerdity press, 1988, P349. ↑

    1. ۵٫ Art . 1149- domages due to reditorare in general, From the loss which heincurred and from the gain of which he wad deprived apart from the here in after exceptions and modifivation, see crabb, john, he, the French ciril code. Rothman 8 co, 1986. ↑

    1. ۱٫ جعفری لنگرودی، محمد، همان. ↑

    1. ۲٫ کاتوزیان، ناصر، قواعد عمومی قراردادها، تهران: شرکت انتشارف ج۴، ۱۳۷۶، ص ۲۳۱-۲۳۲٫ ↑

    1. . حلی (محقق)، ابوالقاسم نجم الدین جعفر بن الحسن، شرایع الاسلام، المطبعه اسماعیلیان، چ۳، ج۲، ۱۳۷۳ ه.ش، ص ۵۷۸، به نقل از حکمت نیا،محمود،مسئولیت مدنی در فقه امامیه،قم:پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی،چ۲،ص۱۸۳ ↑

    1. . مرحوم علامه ، به نقل از فخر المحققین ، ایضاح القوائد فی شرح القواعد جلد دوم، ص ۱۶۷ ↑

    1. . شهید ثانی ، مسالک الافهام، قم: مؤسسه‌ المعارف الاسلامی، الطبعه الاولی، ج۳۷،۱۴۱۳، ص ۶۵٫به نقل از حکمت نیا،همان. ↑

    1. . فخر المحققین،محمد بن حسن بن یوسف بن مطهر حلی، ایطاح الفوائد فی شرح الاشکالات القواعد، ق: المطبعه العلمیه، ا لطبعه الاولی، ج۲، ۱۳۸۷ ق، ص۶۵٫ به نقل از همان. ↑

    1. . مرحوم محقق، همان. ↑

    1. ۲٫ نجفی، شیخ محمدحسن ، جواهرالکلام ، بیروت: دارلحیاء التراث العربی، چ۷، ج ۲۷، ص ۶۹ . به نقل از حکمت نیا،محمود،همان. ↑

    1. ۳٫ کاتوزیان، ناصر، قانون مدنی در نظم کنونی، بنیاد حقوقی میزان، چ۱۹، ۱۳۸۷ . ↑

نظر دهید »
دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – ۱-۲٫ بیان مسأله : – 4
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

خشونت به هیچ وجه، خاص یک جامعه نیست و هرگز نمی توان بروز چنین واقعه ای را به فقرا، طبقات کارگری و افراد کم سواد محدود دانست، بلکه امری جهانی است کما این که پیشرفته ترین کشورهای جهان نیز از این پدیده رنج می‌برند. یکی از پژوهش های انجام گرفته در آمریکا نشانگر این حقیقت بود که در میان تحصیل کرده های دانشگاهی خشونت از آمار بالاتری برخوردار می‌باشد(معتمدی مهر، ۱۳۸۰). آن چه در این بین، بیشتر موجب تأسف می‌گردد این حقیقت است که زنان به عنوان گروهی ویژه، هم چنان که در جامعه مورد خشونت واقع می‌شوند، در خانواده نیز مورد بهره کشی سایر اعضای خانواده به خصوص همسران خود واقع می‌شوند، و قربانی انواع خشونت ها از جمله فیزیکی، روانی و … می‌گردند، که آثار و پیامدهای سوئی برای آن ها به بار می آورد و آمار و ارقام موجود این حقایق را بر ما آشکار می‌سازند(معتمدی مهر، ۱۳۸۰).

خشونت علیه زنان به خصوص از طرف شریک جنسی آنان بسیار شایع است. خشونت فیزیکی و جنسی هر ساله در ۲ تا ۴ میلیون زن آسیایی رخ می‌دهد. بر اساس گزارش انجمن پزشکی آمریکا فدراسیون(WHO) در سال ۲۰۰۰ یک نفر از هر سه زن در طول زندگیش مورد آزار قرار می‌گیرد و بر اساس گزارشات بانک جهانی، خشونت خانگی ۵ درصد از سال های سلامت زنان را در زندگی کاهش می‌دهد. خشونت علیه زنان همراه با عوارض شدید جسمی و روانی نظیر افسردگی، اضطراب، مشکلات روان تنی(سوماتیزاسیون)، سوء مصرف الکل و مواد مخدر و اقدام به خودکشی و یا تأثیرات منفی درازمدت بر خانواده و نسل های بعدی می‌باشد(زنگی آبادی و مرادی شهر بابک، ۱۳۸۳).

در زمینه خشونت علیه زنان علاوه بر شیوع آن نگرش افراد نسبت به ان نیز مهم می‌باشد. زیرا نوع نگرش نسبت به نقش زنان و خشونت علیه آنان سبب تداوم این امر می‌گردد. این امر به خصوص ‌در مورد آزارهای هیجانی و جنسی نمود بیشتری می‌یابد. پیچیده بودن خشونت علیه زنان که عوامل فردی تا قوانین و نگرش های سیاسی و اقتصادی جامعه را به عنوان عوامل زمینه ساز و مساعدکننده مطرح می‌کند، بررسی این مقوله را نیز بسیار مشکل می‌سازد(زنگی آبادی و مرادی شهر بابک، ۱۳۸۳).

۱-۲٫ بیان مسأله :

افراد ‌بر اساس سرشت و فطرت خویش نیازمند انس و الفت با دیگران هستند تا مونس و مأنوس یکدیگر باشند. از نخستین روزهای پیدایی بشر بر عرصه خاک و اولین شکفتگی های اندیشه بشری در گستره تاریخ و آگاهی، خانواده و مسایل مربوط به آن همواره بخشی از اشتغالات فکری او را تشکیل می داده است. چرا که پیوند خانوادگی در شکل زوجیت، ضمن برطرف ساختن نیاز فطری بشر، برای زیستن در میان جمع، روابط نسبی و سببی دیگری را نیز ایجاد می نمود که به تقویت بنیان های اجتماعی منجر می شد. ‌بنابرین‏، خانواده اولین نهاد اجتماعی است که شالوده حیات اجتماعی نیز محسوب می‌گردد و جنبه‌های ژرف و عمیق شخصیت انسان در آن جا پایه گذاری می شود و شیوه های گوناگون رفتاری در این نهاد دست مایه اولیه تجربه اجتماعی کودکان را فراهم می آورد که در نگرش آن ها نسبت به زندگی جمعی سهم حتمی و قطعی دارد. از همین روست که جایگاه والای خانواده به عنوان باهویت ترین نهاد اجتماعی از دیرباز مورد توجه اندیشمندان بوده و هیچ یک از مکاتب سیاسی، اجتماعی و فلسفی خود را از پرداختن بدان بی نیاز ندانسته است(نجفی،۱۳۸۴).

خانواده، اولین مدرسه ای است که انسان در آن آموزش می بیند و با اصول زندگی اجتماعی و روش تفاهم با دیگران آشنا می‌گردد. خانواده به صورت یک نظام دارای شبکه ارتباطی است که افراد آن دارای حال گذشته و آینده مشترکند و ارزش های اخلاقی و اجتماعی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و اسباب رشد عاطفی- اخلاقی و اجتماعی افراد فراهم می‌گردد(ساروخانی،۱۳۸۰).

در این میان تشکیل خانواده با ازدواج زن و مرد آغاز می شود، ازدواج یکی از ارزشمندترین اقدامات زندگی به شمار می‌آید و هیچ اقدام اجتماعی دیگری را نمی توان از جهت ارزش با آن مقایسه کرد؛ چراکه این امر برای سلامت، امنیت و سعادت اجتماع سودمند و ضروری است(گل محمدیان و همکاران،۱۳۸۷). ازدواج، پیمان مقدسی است که در میان تمام اقوام و ملل و در تمامی زمان ها و مکان ها وجود داشته است، سنت دیرینه ای که در آن زن و مرد زندگی مشترکی را آغاز می‌کنند و پیمان می بندند که مصاحب و یار و غمحوار یکدیگر باشند، یکدیگر را بهتر بشناسند، همدیگر را خوشبخت کنند و با ازدواج به تنهایی خود پایان دهند(نوابی نژاد،۱۳۸۶). واقعیت آن است که مقوله ازدواج از مهم ترین و پیچیده ترین جنبه‌های زندگی انسان بوده، به طوری که لازمه ازدواج موفق وجود سطح بالایی از سازگاری طرفین است)فتینز[۱] و همکاران،۲۰۰۱).

آن چه مسلم است همه افرادی که اقدام ‌به این امر مهم(ازدواج) می نمایند، هدفی جز خوشبختی و کامروایی و نهایتاًً دست یابی به موفقیت بیش تر ندارند. اما همه انسان ها از طریق روزنامه ها، مجله ها و یا رسانه های سمعی و بصری با مسائلی هم چون مشکلات و خشونت های خانوادگی، تعارضات زناشویی زوج های درحال جدایی و یا آمار فزاینده طلاق و از این قبیل مسائل آشنایی دارند. چنین مشکلاتی چرا تا این حد مورد توجه قرار گرفته اند و به ساختار خانواده تا این حد اهمیت داده می شود؟(رفاهی و همکاران،۱۳۸۹).

یکی از دلایل عمده ای که باعث می شود انسان امروز به ازدواج روی آورد، این است که نیاز درونی وی حکم می‌کند که کارهایش نظم و ترتیب داشته و از ساختاری معقول و شایسته برخوردار باشد. نظم و ساختاری معقول، اساس و ستون هر موجودی بوده و قالب های هر گونه خلاقیت و آفرینشی می‌باشند. به علاوه نظم و انضباط لازم است تا به امور زندگی سر و سامان، و آن ها را از آشفتگی و بی نظمی خلاصی داد.

همان طوری که اجتماع دچار تغییر و تحولات شتابنده شده و رشد وگسترش می‌یابد و بر تعداد نفوذش افزوده می شود و پیچیدگی های زندگی روزمره را رو به فزونی می‌گذارد، ضرورت و نیاز به نظم و ترتیب بیش از پیش محسوس و نمایان تر می‌گردد(انیل و انیل[۲]، ۱۹۸۵، ترجمه رحمتی، ۱۳۷۲).

نظر دهید »
مقالات و پایان نامه های دانشگاهی | ج- اصل تفسیر کودک مدارانه – 5
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

قاعده عطف بماسبق نشدن قوانین کیفری در اسناد بین‌المللی ناظر بر اطفال بزهکار، پذیرفته شده و چنین مقرر گردیده: “هیچ کودکی نباید برای اعمال ارتکابی که در زمان ارتکاب توسط قانون ملی یا بین‌المللی منع نشده‌اند، متهم یا گناهکار شناخته شود”[۴۷]

البته به نظر می‌رسد که اصول حاکم بر قاعده عطف بماسبق نشدن قوانین کیفری، بر اسناد بین‌المللی نیز حاکم باشد و طرق اعمال این قاعده و استثنائات وارده بر آن اعمال گردد، زیرا به نفع طفل است.

ج- اصل تفسیر کودک مدارانه

در تفسیر قوانین جزایی اصل آن است که تفسیر به صورت مضیق و محدود به منطوق صریح قانون باشد و این امر نتیجه منطقی اصل قانونی بودن جرایم است. زیرا اگر قاضی بتواند با تفسیر موسع، مواردی را که صریحاً در قانون پیش‌بینی نشده، مورد مجازات قرار دهد، لازم می‌آید عملی را که مستقیماً مورد حکم قانون نبوده، مجازات گردد. به همین منظور در مواردی که حکم عمل ارتکابی در منطوق قوانین کیفری به صراحت پیش‌بینی نشده باشد، قاضی مکلف است که از متهم رفع اتهام کند و او را آزاد سازد. از آنجا که اصل قانونی بودن جرایم و نتایج منطقی آن از افکار و احساسات ‌آزادی‌خواهانه الهام گرفته و به منظور حفظ و حمایت حقوق متهم وضع شده است، نباید علیه متهم مورد استفاده قرار گیرد. ‌به این ترتیب نباید کلیه قوانین جزایی را خود به خود به طور مضیق تفسیر کرد، بلکه اصل آن است که قوانین ارفاق آمیز نسبت به متهم به طور موسع و در حد منطقی تفسیر شود. همچنین نباید در مقام تفسیر مسائل کیفری به قیاس متوسل شد، یعنی خودسرانه و به میل شخصی مجازاتهایی را که قانون برای اعمال مجرمانه ‌در مورد اعمال دیگری که مورد حکم نبوده، سرایت داد، اگرچه بین اعمال مجرمانه و غیر مجرمانه تشابه زیادی هم وجود داشته باشد. منظور از تفسیر مضیق، تفسیر به نحو تحت اللفظی نیست، بلکه اگر معلوم شود که در تنظیم قانون اشتباهی رخ داده و منظور قانون‌گذار مخالف چیزی است که به علت این اشتباه در متن قانون منعکس شده است، قاضی باید موافق مقصود و نظر واقعی قانون‌گذار به صدور رأی بپردازد[۴۸].

‌در مورد اطفال بزهکار، اسناد بین‌المللی تفسیر کودک مدارانه یا تفسیر به نفع کودک را تبیین نموده است و مقرر داشته: “به منظور تعبیر و تفسیر مقررات مربوط به اطفال بزهکار، باید از موضع گیری کودک مدارانه پیروی نمود و…”[۴۹] با توجه به مفاد مندرج در اسناد بین‌المللی چنین استنباط می‌گردد که تفسیر قوانین باید به نحوی انجام گیرد که مطابق با منافع کودک باشد و قبل از هر چیز باید به خود کودک توجه نمود، یعنی باید دانست برای تطبیق عمل ارتکابی با قانون، تعیین واکنش نسبت به رفتار او، چگونگی رسیدگی به جرم او و… منافع و نیازهای کودک از اصول اولیه در تفسیر مقررات است.

د- اصل قانونی بودن مجازات

به موجب این اصل، هیچ مجازاتی بدون وجود قانون متصور نیست.

طبق شق۲ ماده۴ معاهده حقوق کودک (بند الف) “هیچ کودکی نباید به خاطر اعمالی که در زمان ارتکاب، توسط قانون ملی یا بین‌المللی منع نشده، متهم یا گناهکار شناخته شود”. از این ماده دو برداشت می توان نمود: نخست این قانون است که طفل را متهم و گناهکار می شناسد. دوم، قانون قابل اعمال برای طفل باید زمان وقوع جرم وضع شده باشد و اگر طبق قوانینی که در آینده وضع می شود عملی جرم شناخته شود اثری نخواهد داشت.

برداشت نخست از ماده مذکور به اصل قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها اشاره دارد که حتما باید قانون ملی و یا بین‌المللی برای انطباق عمل ارتکابی در این زمینه وجود داشته باشد.

برداشت دوم از ماده موصوف به اصل عطف بماسبق نشدن قوانین کیفری اذعان دارد. ‌به این معنی که رفتار جنایی باید طبق قانون زمان ارتکاب جرم مورد بررسی قرار گیرد نه قوانین بعدی؛ همچنین وفق شق۳ ماده۴۰ معاهده حقوق کودک: “‌دولت‌های‌ عضو معاهده، جهت ارتقای وضع قوانین، مقررات و گسترش موسساتی که به ویژه مربوط به کودکان متهم و کودکانی که مجرم هستند و قوانین کیفری را نقض کرده‌اند می‌باشد، باید اقداماتی نمایند”

طبق مفاد این ماده، اصل قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها باید در نظر گرفته شود، زیرا ‌دولت‌های‌ عضو را تشویق به وضع قوانینی جهت کودکان متهم و کودکان مجرم نموده تا در واقع، جرم را با وضع قوانین، معین نمایند یا به عبارت دیگر طبق قانون، عناصر متشکله جرم را تعیین کنند.

همچنین طبق بند ب ماده۳۷ معاهده حقوق کودک: “هیچ کودکی نباید به طور غیر قانونی و خودسرانه زندانی شود….” این خود حاکی از اصل قانونی بودن مجازاتهاست ‌به این معنی که قاضی باید طبق مقررات و قوانین موجود مجازات را تعیین کند و به طور غیر قانونی اقدام به صدور حکم مجازات ننماید.

در زمینه ارتقاء در اعمال حقوق کیفری اطفال و به طور فرعی در نظر گرفتن اصل قانونی بودن جرایم و مجازات‌ها، کوشش خواهد شد تا در هر حوزه قضایی ملی، مجموعه ای از قوانین و مقررات تدوین گردد و اوضاع و احوالی به وجود آید که به طور خاص بر مجرمان جوان اعمال گردد…[۵۰]

ه- اصل شخصی بودن مجازات

طبق این اصل، مجازات‌ها فقط نسبت به مرتکبان جرایم قابل اعمال است. اجرای اصل شخصی بودن را می توان با تأخیر در تاریخ دید، زیرا در قدیم نه تنها شخص بزهکار مورد تعقیب قرار می گرفت بلکه خانواده او نیز از تعرض مصون نبود و در مقابل عمل بزهکار مسئولیت داشت. روشن است که باید مسئولیت مدنی را از مسئولیت جزایی تفکیک کرد، اگرچه اصل شخصی بودن مجازات‌ها، صرف اعمال کیفر ‌در مورد بزهکاران را مورد توجه قرار می‌دهد ولی نباید نادیده انگاشت که به هر تقدیر مجازات مجرم نمی تواند نسبت به خانواده او بی تاثیر باشد. کسی که به زندان کوتاه مدت یا دراز مدت و یا اعدام محکوم می‌گردد، بی شک خانواده اش از فقدان او دچار تشویش، نگرانی و ناامنی می شود و در این موارد مجازات به شکلی غیر مستقیم، آن ها را نیز متاثر می‌سازد و در نتیجه اصل شخصی بودن محدود می‌گردد[۵۱]. قواعد و اسناد بین‌المللی نیز اصل شخصی بودن جرائم و مجازات‌ها را مورد ملاحظه قرار داده است. ‌به این ترتیب که در تمام مواد مندرج در قطعنامه ها و معاهده مربوط به اطفال، مجازات را ابتدا به عنوان آخرین راه چاره و سپس به خود اطفال تحمیل می کند. هرچند که ‌در مورد اطفال و بزهکاری آنان، خانواده، جامعه و…. نقش مؤثری دارند و به همین لحاظ مجازات‌های خفیف و با جنبه اصلاح و درمانی بر این اطفال اعمال می‌گردد و در هیچ یک از مواد مندرج در این اسناد مجازاتی برای خانواده و یا والدین در نظر گرفته نشده، تنها در جایی که لازم است ارائه آموزش و خدمات اجتماعی برای خانواده های کم سواد و یا خانواده هایی که از نظر اقتصادی ضعیف هستند، توصیه شده است. پس هر گونه مجازات یا اقدام تامینی تربیتی به خود طفل و نوجوان بر می‌گردد و در صورت لزوم، ارائه آموزش به خانواده ها برای پیش گیری از بزهکاری اعمال می‌گردد.

محدودیت در اصل شخصی بودن از آنجا ناشی می شود که طفلی که برای او مجازات در نظر گرفته شده است، خانواده او نیز به گونه ای دچار تشویش و نگرانی بوده و در مضیقه روحی و روانی و مادی قرار می گیرند.

و- اصل تساوی مجازات

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 15
  • 16
  • 17
  • ...
  • 18
  • ...
  • 19
  • 20
  • 21
  • ...
  • 22
  • ...
  • 23
  • 24
  • 25
  • ...
  • 177
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

 تقویت مهارت شنیدن در روابط (7 تمرین عملی)
 بهینه‌سازی کلمات کلیدی طولانی (تکنیک‌های سئو)
 طراحی اینفوگرافیک جذاب برای فروشگاه‌ها
 افزایش فروش آنلاین (10 ترفند اثبات‌شده)
 بهینه‌سازی CTA در فروشگاه اینترنتی
 درس‌های رشد از اشتباهات کاری
 بهینه‌سازی فروشگاه وردپرسی با پلاگین رایگان
 راهنمای جامع سگ‌های تریر (ویژگیها و نگهداری)
 کسب درآمد بدون سرمایه اولیه (15 روش عملی)
 بومیسازی محتوا برای جذب مخاطب
 تشخیص و درمان اسهال سگ (راهنمای رنگ مدفوع)
 بهترین حیوانات خانگی آپارتمانی (کم‌زحمت)
 تکنیک‌های تحلیل حرفه‌ای محتوا
 درمان عفونت روده عروس هلندی (روش خانگی)
 درآمد دلاری از فروش عکس (5 پلتفرم برتر)
 روانشناسی خیانت زنان (تحلیل رفتاری)
 اجاره موفق ملک در پلتفرم‌های آنلاین
 راهکارهای جذب دخترانه برای پسران
 درآمدزایی از دوره‌های آموزشی آنلاین
 اهمیت ظاهر در زندگی مشترک (5 نکته کلیدی)
 آموزش پیشرفته Leonardo AI
 تصمیم‌گیری پس از خیانت همسر (معیارها)
 افزایش درآمد از تدریس آنلاین (10 تکنیک)
 رازهای سئو ویدیو (جذب مخاطب ارگانیک)
 فروش دوره‌های آموزشی آنلاین (استراتژیها)
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان