آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات

آخرین مطالب

  • روش‌های هوشمندانه کسب درآمد اینترنتی با بودجه محدود
  • روش‌های تضمینی کسب درآمد اینترنتی با بودجه بسیار کم
  • راه‌های نوآورانه کسب درآمد آنلاین و آفلاین بدون سرمایه
  • راه‌های به صرفه کسب درآمد اینترنتی با بودجه محدود
  • راهکارهای کسب درآمد آنلاین بدون نیاز به سرمایه اولیه
  • راهکارهای طلایی برای درآمدزایی اینترنتی بدون سرمایه
  • راهنمای کامل کسب درآمد اینترنتی برای مبتدیان
  • هشدار! خسارت حتمی برای رعایت نکردن این نکات درباره آرایش برای دختران
  • روش های سريع و آسان درباره آرایش برای دختران که حتما باید بدانید
  • جدیدترین نکته های مهم درباره آرایش دخترانه که باید حتما در نظر بگیرید
دانلود پایان نامه های آماده – ۳ ـ ۸ ـ ۶ ـ نقش آفرینی عرف در تشخیص موضوع: – 9
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

در واقع پس از کسب تکلیف رئیس وقت مجلس شورای اسلامی‌از حضرت امام ایشان در جواب مرقوم داشتند: «آنچه در حفظ نظام جمهوری اسلامی‌دخالت دارد که فعل یا ترک آن باعث اختلال نظام می‌شود و آنچه ضرورت دارد که ترک آن مستلزم فساد است. آنچه فعل یا ترک آن مستلزم حرج است، پس از تشخیص موضوع به وسیله اکثریت وکلای مجلس شورای اسلامی‌با تصریح به موقت بودن… مجازند در تصویب و اجرای آن…»؛[۱۸۳] از این رو، مجلس شورای اسلامی‌به استناد ضرورت، قوانین همچون قانون اراضی شهری و تجدید تصویب آن و قانون مربوط به کشت موقت را تصویب کرد.[۱۸۴]

مرحوم سید محمد کاظم یزدی درباره طلاق حاکم در صورت تضرر زن از تداوم زندگی و عسر و حرج وی به قاعده لاضرر و نفی حرج استناد ‌کرده‌است[۱۸۵] در واقع عدم وجود طلاق برای زن در صورت عسر و حرج وی باعث ایجاد ضرر بر زن می‌شود و عدم طلاق، یک امر عدمی‌است با این حال، سید یزدی با قاعده لاضرر و نفی حرج، طلاق حاکم در فرض مذکور را اثبات ‌کرده‌است. مرحوم سید علی در ریاض می‌فرماید: «در صورتی که کسی متاعی را حبس نماید تا قیمت آن متاع کاهش یابد، ضامن خواهد بود»[۱۸۶]

چنان که گفته شد قاعده لاضرر، موارد عدم حکم را نیز دربر می‌گیرد؛ یعنی اگر در موردی عدم وجود حکمی‌باعث ضرر یا حرج شود، می‌توان ‌بر اساس قاعده لاضرر به ثبوت آن حکم نظر داد و مطالبی که مرحوم نائینی در مقام شکال بر دیدگاه مذکور طرح کرده‌اند، قابل رد است.[۱۸۷] درباره بحث حاضر آنچه با لاضرر اثبات می‌شود، نفی لزوم عقد ازدواج است و روشن است که هیچ کس در اینکه لسان لاضرر، نفی حکم است شکی ندارد؛ هرچند ‌به این نتیجه رسیدیم که می‌توان با لاضرر به اثبات حکم نیز پرداخت.

۳ ـ ۸ ـ ۴ ـ شرط تبانی صحت:

یکی از مبانی‌ که گاهی در بحث حق فسخ به استناد وجود عیوب به آن پرداخته شده است، مبنای شرط تبانی صحت است.

یکی از اقسام شروط، شرط بنائی است یعنی طرفین برای انجام معامله‌ای قبل از انعقاد قرارداد، ضمن رد و بدل کردن مطالبی، به توصیف کالا و یا بیان شرط و قیدی می‌پردازند و سپس عقد را به وجود می‌آورند همه مطالب گفته شده پیش از عقد را ضمن آن درج نمی‌کنند. حتی اگر قرارداد را مکتوب کنند همه آنچه را که به طور شفاهی به توافق رسیده اند، به رشته تحریر در نمی‌آورند. آری! قرارداد را بر آن پایه بنا می‌کنند. شرط بنایی، اخصّ از شرط ضمنی است؛ بدین معنا که شرط ضمنی، تعهدی تبعی است که در متن عقد ذکر نمی‌شود، خواه پیش از عقد ذکر شود و عقد با لحاظ آن تشکیل شود که شرط بنایی هم نامیده می‌شود و خواه هرگز ذکر نشود و از اوضاع و احوال یا سیره عرفی و یا قوانین دیگر استنباط شود؛ مانند صفت سالم بودن که به دلیل تفاهم عرفی، شرط ضمنی عقد شناخته می‌شود؛ ‌بنابرین‏ رابطه شرط بنایی با شرط ضمنی، عموم و خصوص مطلق خواهد بود.

در برخی متون فقهی به هر نوع شرط ضمنی، شرط بنایی اطلاق می‌شود[۱۸۸] شاید بدین علت که در همه انواع شرط ضمنی- حتی شرط عرفی- بنای متعاملین، به گونه‌ای بر لحاظ آن شرط در عقد است.

به هر حال در اینکه آیا شرط تبانی صحت، لازم الوفاست یا خیر؟ میان فقهای امامیه اختلاف است. مشهور فقهای امامیه بر این باورند که شرط تبانی، لازم الوفا نیست؛[۱۸۹] ولی برخی از فقها به اعتبار آن نظر داده‌اند؛[۱۹۰]امری که مورد پذیرش قانون‌گذار مدنی قرار گرفته است و با اصل حاکمیت اراده و اعتبار دادن به تراضی واقعی طرفین، سازگارتر است و با توجه به پذیرش ملاک اراده باطنی متعاقدین در جای جای این قانون پذیرش اعتبار و لازم الوفا بودن شروط بنایی، موافق ملاک مذکور به نظر می‌رسد.

۳ ـ ۸ ـ ۵ ـ مهمترین دلایل نفوذ شرط بنایی:

به نظر می‌رسد مهمترین دلایل نفوذ شرط بنایی بدین شرح است:

۱- تبانی پیش از عقد، باعث تقیّد تراضی است؛ تراضی‌ای که از شرایط اساسی صحت و نفوذ معامله است و به تعبیری عقد، بدون شرط تبانی، مصداق اکل مال به باطل است.[۱۹۱]

۲- مفهوم شرط بر تبانی صادق است طبعاً موضوع «المومنون عند شروطهم» محقق است و در پی آن حکم می‌آید.[۱۹۲]

۳- عمومات دال بر نفوذ شرط، شرط پیش از عقد که هنگام عقد مورد لحاظ متعاقدین است را شامل می‌شود و آنچه یقیناً خارج است، مواردی است که هنگام عقد اصلاً مورد توجه و اعتبار آنان نیست.[۱۹۳]

به نظر می‌رسد با توجه به تفاوت مبانی شرط ضمنی عرفی با مبانی شرط بنایی، به گونه‌ای که اعتراف به یکی مستلزم اعتراف به دیگری نیست، چنان که میرزای نائینی شرط ضمنی عرفی را مشروع دانسته، ولی شرط بنایی را اگر به شرط ضمنی برنگردد، مردود دانسته است[۱۹۴] باید گفت شرط ضمنی عرفی را باید مقوله‌ای جداگانه دانست و به بررسی آن پرداخت.

جایگاه «عرف» آن گونه که در فقه اهل سنت مطرح است، با فقه امامیه قابل قیاس نیست؛ یعنی قلمرو عرف در فقه عامه به مراتب وسیع تر از فقه امامیه است، به گونه‌ای که تا مرز قانونگذاری پیش می‌رود و قواعد فقهی متعددی از جمله قاعده مشهور «المعروف عرفاً کالمشروط شرعاً»[۱۹۵] بر آن دلالت می‌کند قلمرو عرف در فقه امامیه را به طور عمده در سه حوزه می‌توان بیان کرد:

۳ ـ ۸ ـ ۶ ـ نقش آفرینی عرف در تشخیص موضوع:

۲- نقش آفرینی عرف در تعیین ظهور دلیل: در این وضع، رجوع به عرف برای تعیین مفاد جمله و تشخیص ظهور دلیل است و در واقع حجیت این دسته از عرف، از اعتبار ظهور سرچشمه می‌گیرد؛

۳- نقش آفرینی عرف به عنوان دلیلی بر حکم شرعی: ممکن است برای حکمی‌به عرف عام و بنای عقلا استناد شود؛[۱۹۶] مثلاً برای مشروعیت خیار غبن به روش متعارف مبنی بر حق فسخ در صورت نابرابری عوض و معوض، به بنای عقلا تمسّک می‌گردد.

به هر حال، مشروعیت این قسم مورد اختلاف فقه امامیه و فقه عامه است و بر خلاف دو قسم اول، حجیت آن، علی القاعده نیست؛ ‌بنابرین‏ به نظر امامیه دلیل محسوب شدن عرف در این فرض نیازمند انضمام موافقت شارع با آن است که در این صورت روشن است که حجت حقیقی، امضا و موافقت شارع است، نه خود عرف به طور مستقل.[۱۹۷]

شکی نیست که استناد به شرط ضمنی عرفی شرایطی دارد که مهمترین آن ها: اولاً، وضوح و بداهت آن است، به گونه‌ای که تصریح به آن لغو باشد. ماده ۳۵۹ قانون مدنی می‌گوید: «هرگاه دخول شیء در مبیع، عرفاً مشکوک باشد آن شیء داخل در بیع نخواهد بود مگر آنکه تصریح شده باشد»؛ ثانیاًً، شرط ضمنی عرفی نباید با توافق صریح مغایر باشد؛ زیرا از این شرط به عنوان اماره‌ای برای تفسیر خواست و اراده نهفته متعاملین استفاده می‌شود، پس وقتی آنان به خلاف آن تصریح کنند، دیگر جایی برای اماره نخواهد بود. این مسئله از ماده ۳۸۲ قانون مدنی قابل استنباط است.[۱۹۸]

در هر حال، حتی با لحاظ این شرایط- چنان که گفته شد- عرف نمی‌تواند به طور مستقل قانون وضع کند، مگر اینکه شارع هرچند با عدم ردع، آن را امضا کرده باشد.

در واقع شرط ضمنی عرفی در قرارداد مستتر است؛ یعنی شرط صریح را قرینه لفظیه اثبات می‌کند، ولی شرط ضمنی را قرینه حالیه کشف می‌کند.[۱۹۹]

برخی فقها در بحث ثبوت حق فسخ برای زن، در صورت ابتلای مرد به «ایدز» بعد از بیان راه‌های ممکن در خلاصی زن، در پایان می‌گویند: «سلامت از امثال این امراض هرچند در عقد تصریح نشود، لکن زن و مرد ‌بر اساس و بنای آن اقدام به اجرای عقد می‌کنند».[۲۰۰]

نظر دهید »
دانلود پایان نامه های آماده | قسمت 5 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

مرحله چهارم- ارزشیابی درس و انعکاس تأثیر آن:

در این جلسه معمولاً به معلمی که درس را آموزش داده است، اجازه داده می­ شود اول از همه صحبت کند و نظر خود را درباره ی چگونگی اجرای درس ومسائل عمده­ی آن، اظهار نماید. سپس معلمان دیگر گروه معمولاً از دیدگاه انتقادی درباره قسمت­ هایی از درس که به نظر آن­ها مشکل داشته است، صحبت می‌کنند. تمرکز بر درس است نه معلمی که آن را آموزش داده است. هرچه باشد درس، محصولی گروهی است و همه اعضای گروه ‌در مورد نتیجه­ برنامه خود، احساس مسئولیت می‌کنند. در واقع آن­ها از خود انتقاد ‌می‌کنند. چنین کاری نه یک ارزشیابی شخصی بلکه فعالیتی است که به بهبود فردی منجر می­ شود و از همین رو حائز اهمیت است.

مرحله پنجم- تجدید نظر در درس:

معلمان گروه درس پژوهی با توجه به مشاهدات و بازخوردها در درس تجدید نظر ‌می‌کنند.آن­ها ممکن است مواد آموزشی، فعالیت ها، سؤال ها و مسائل مطرح شده یا همه این موارد را تغییر دهند. تأکید آن­ها اغلب بر تغییر مواردی است که در جریان کلاس درس شواهد دقیقی مبنی بر ضرورت آن­ها یافته­اند.

مرحله ششم- آموزش درس تجدید نظر شده:

زمانی که طرح درس تجدید نظر شده آماده شد، درس در کلاسی متفاوت تدریس می­ شود. گاهی معلم درس همان معلم قبلی است ولی در بیشتر موارد معلم دیگری از گروه پژوهشی، تدریس را برعهده ‌می‌گیرد. یکی از ویژگی­های این مرحله آن است که همه اعضای شورای معلمان برای شرکت در پژوهش به کلاس دعوت می­شوند. حضور آنان در مدرسه ای بزرگ که تعداد معلمان جمع شده در یک کلاس آن احتمالاً از تعداد دانش آموزان کلاس بیشتر است،کاملاً شگفت انگیز به نظر می­رسد.

مرحله هفتم- ارزشیابی و باز اندیشی:

در این مرحله معمولاً همه اعضای شورای معلمان در یک جلسه­ طولانی شرکت ‌می‌کنند.گاهی یک فرد متخصص از خارج از مدرسه برای شرکت در این جلسه دعوت می­ شود. معلمان و ناظران، درس را نقد و تغییراتی پیشنهاد ‌می‌کنند. هنگام بحث درباره ی درس نه تنها یادگیری و فهم دانش ­آموزان بلکه آن دسته از مسائل عمومی که به وسیله­ فرضیه ­های اصلی درس­پژوهی بیان ‌شده‌اند، مورد توجه قرار ‌می‌گیرد و بالاخره درباره این که چه چیزی از درس و اجرای آن آموخته شده است، صحبت به میان می ­آید.

مرحله هشتم- سهیم شدن در نتایج:

در پایان، درس پژوهشی که معلم ها به روی آن بحث کرده ­اند و خلاصه همه جلسات در یک کتابچه جمع ­آوری و در کتابخانه دفتر مدرسه نگهداری می­ شود.

معلم­ها به روش­های متعددی در نتایج به دست آمده سهیم می­شوند.

    • نوشتن گزارش و کتابچه­های درس پژوهی : کتابچه­ها و دست نوشته ­ها­ی معلمان در کتاب فروشی­های ژاپن به فروش می­رسد و معلمان مدارس نه تنها از سوابق گذشته­ی درس پژوهی مدرسه ی خود کمک می­ گیرند, بلکه ‌به این وسیله از تجارب سایر مدارس نیز بهره می­برند.حتی گزارش شده که معلمان بیشتر از محققان در ژاپن گزارش منتشر ‌می‌کنند.

    • ناظران مطلع بیرونی : ناظران مطلع بیرونی نیز که بین تیم­های مدارس حضور دارند، این تجارب را با سایر مدارس مبادله ‌می‌کنند و ‌به این کار کمک می­نمایند.

  • بازدید عمومی(Open House): در بعضی مدارس ژاپن جلساتی تحت عنوان بازدید عمومی برگزار می­­‌گردد که در آن از معلمان سایر مدارس دعوت می­ شود تا نتیجه­ درس­پژوهی مدرسه­ی درگیرآن را ببینند. در پایان تدریس نیز یک کنفرانس تدریسی برگزار می­ شود که در آن تدریس انجام گرفته مورد نقد قرار ‌می‌گیرد.

باید توجه داشت که در ژاپن هر معلم به طور عمومی برای حداکثر ۱۰ سال در یک مدرسه می­ماند و معلم­ها در یک مدرسه در پایه­ های مختلف می­چرخند و ‌به این ترتیب همواره اطلاعات و تجربیات آن­ها هم در چرخش وتحول است.

حلقه­ی درس پژوهی در شکل شماره­ ۱ ، خلاصه شده است:

شکل شماره۱٫ حلقه ی درس پژوهی(پالتی و دورت، ۲۰۰۴؛ استیگلر و هیبرت، ۲۰۰۴)

۲-۴- ۹ – الگو­های مختلف درس­پژوهی

در این قسمت به بررسی چند مدل مختلف از درس­پژوهی پرداخته خواهد شد:

الگوی یوشیدا[۳۸]

یوشیدا در سال ۱۹۹۹ در پایان نامه­ دکتری خود، مدل زیر را که دارای پنج مرحله است، پیشنهاد می­ کند:

مرحلـه­ی اول- بررسی و آماده ­سازی مقدماتـی: فعالیت اصلی در این مرحله، آماده­سـازی برای درس­پژوهی است. موضوع مشخص می­ شود، اطلاعاتی ‌در مورد موضوع توسط معلمان آماده می شود و سپس یک طرح درس تهیه شده و پیش­نویس آن به همه ی اعضای گروه داده می­ شود. سپس معلمان چندین جلسه به بحث و بازبینی طرح درس می­پردازند و لوازم ضروری آن را تهیه ‌می‌کنند. ویرایش نهایی از طرح درس به همه اعضا داده می شود.

مرحله­ دوم- اجرای درس: یک معلم درس را در کلاس واقعی اجرا می­ کند و بقیه­ معلمان به مشاهده میپردازند.

مرحله­ سوم- بازاندیشی و اصلاح: در این مرحله به اصلاح طرح درس می­پردازند و آن را برای اجرای دوباره آماده ‌می‌کنند.

مرحله­ چهارم- اجرای درس اصلاح شده: یک بار دیگر درس اصلاح شده تدریس می­ شود و معلمان برای مشاهده حاضر می­شوند. به علاوه از بیرون مدرسه هم یک ناظر برای مشاهده­ تدریس دعوت می­ شود.

مرحله­ پنجم- بازخورد و تهیه­ گزارش: برای باز اندیشی دوباره جلسه­ای تشکیل می­ شود. معلمان و ناظر بیرونی در بحث و گفتگوها شرکت ‌می‌کنند. در نهایت، درس پژوهشی که خلاصه همه جلسات در آن بیان می شود و در قالب یک کتابچه در کتابخانه نگهداری می­ شود(یوشیدا،۱۹۹۹).

الگوی فرناندز[۳۹] و همکاران

این مدل توسط فرناندز و عده ای از همکاران از گروه تحقیقاتی درس­پژوهی(LSRG)[40] در سال ۲۰۰۱ ارائه شد، شامل پنج مرحله است. این مراحل مانند مراحل مدل یوشیدا است، با این تفاوت که مرحله­ چهارم در این مدل، اختیاری است. چرخه­ای از این مدل در شکل شماره­ ۲ خلاصه می­ شود.

شکل شماره ۲٫ الگوی درس پژوهی فرناندز و همکاران (فرناندز،یوشیدا، چاکشی و کنون،۲۰۰۱)

نشست های گروهی

درس پژوهشی(۱)

نشست های گروهی

درس پژوهشی (۲)

نشست های گروهی

اختیاری

(آماده شدن و تحقیق)

(اجرا)

(بازتاب و اصلاح)

(اجرا)

(بازتاب و ثبت داده ها و نتایج)

الگوی تاکاهاشی[۴۱]

در چرخه­ی درس­پژوهی از دیدگاه تاکاهاشی که در سال ۲۰۰۱ بیان شد، ظهور اندیشه­ های نو و ایده­های جدید است که هویت اصلی درس­پژوهی را تشکیل می­دهد. این مدل نیز مراحلی مانند مدل یوشیدا و مدل فرناندز دارد. به علاوه خروجی اصلی درس­پژوهی در این مدل، ایده­های خلاقانه­ی جدیدی است که در جای خود، می ­تواند مشکلات یادگیری دانش ­آموزان را حل کند(تاکاهاشی،۲۰۰۵؛ ایوبیان، ۱۳۸۵ الف).

چرخه ای از این مدل در شکل شماره­ ۳ بیان شده است:

شکل شماره ۳٫ الگوی درس پژوهی تاکاهاشی(تاکاهاشی و یوشیدا،۲۰۰۴؛تاکاهاشی،۲۰۰۵)

شرکت کنندگان در

درس پژوهی

بازآزمایی طرح درس ایده جدید

در کلاس درس

اجرای مجدد طرح درس و آزمودن آن

گروه درس پژوهی

تدریس درس پژوهشی

تدریس درس پژوهشی

بحث و تبادل نظر

تجدید نظر در نقشه ی درس پژوهشی

نظر دهید »
مقاله-پروژه و پایان نامه | ۳-۸-۱- محدودیت‌های قانونی در انتقال سهام – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

شریک یا شرکای ضامن با انجام کار و صنعت خود اداره امور شرکت را بر عهده می‌گیرند و در پایان سال قسمتی از منافع شرکت را دریافت می‌کنند و معمولاً سهم آن ها به نسبت نصف یا ثلث یا ربع منافع تأدیه می‌گردد.

حضور شخص حقوقی به عنوان شریک با مسئولیت محدود شریک سهامی اشکالی ندارد، ولی در خصوص حضور شخص حقوقی به عنوان ضامن دو نظر وجود دارد :

الف) شریک ضامن چون کار و صنعت را در شرکت می‌گذارد، باید حتماً شخص حقیقی باشد،

ب) ‌بر اساس م ۵۸۸ ق.ت چون شخص حقوقی می‌تواند، ضمانت کند و تضمین بدهد، ‌بنابرین‏ مشارکت آن نیز در شرکت‌های مختلط به عنوان شریک ضامن، از لحاظ حقوقی اشکالی ندارد.

تنها موضوع مورد اشکال، مدیریت شخص حقوقی بر شرکت است، زیرا مدیریت عامل کلیه شرکت‌های تجاری باید شخص حقیقی باشد و برای رفع این اشکال کافی است در اساسنامه یا ‌شرکت‌نامه‌ی شرکت ذکر گردد که شریک یا شرکای ضامن اختیار دارند، شخص یا اشخاص دیگری را به عنوان مدیر شرکت انتخاب کنند و ‌به این ترتیب اشکال برطرف می شود.

نتیجتا چون در این شرکت سرمایه‌ هر دو شریک با مسئولیت محدود و تضامنی، به صورت سهام در می‌آید. انتقال این سهام آزاد می‌باشد، حتی شرکای تضامنی نیز نیاز به کب موافقت برای انتقال سهام ندارند.

۳-۸- استثنا بر اصل قابلیت انتقال سهام

همان‌ طور که گفته شد از فواید مهم شرکت سهامی سهولت انتقال سهام آن ها است. این آزادی انتقال سهام می‌تواند به اسباب مختلف مثلا بر حسب قانون و یا بر حسب توافق و قرارداد محدود شود. سهامدار با وجود این محدودیت‌ها نمی‌تواند سهام خود را منتقل کند.

۳-۸-۱- محدودیت‌های قانونی در انتقال سهام

آزادی معامله سهام از خصایص شرکت‌های سهامی است. اصولاً نمی‌توان صاحب سهم را از واگذاری و فروش سهم خود منع کرد. زیرا شرکت دیگر شرکت سهامی محسوب نمی‌شود و تابع مقررات سایر شرکت‌ها می‌گردد.

شرکت های سهامی در اقتصاد اهمیت زیادی دارند و تعداد آن ها نسبت به سایر شرکت ها بسیار زیاد است. اغلب تأسیسات بزرگ و حتی مؤسسات دولتی، بانک ها و شرکت های بیمه و … به صورت شرکت سهامی اداره می‌شوند و اغلب، امتیازات و انحصاراتی دارند. به دلیل اهمیت فراوان این نوع شرکت‌ها و تشویق اشخاص به افزایش سرمایه‌گذاری (برای افزایش و گسترش حجم معاملات و رسیدن به بهبود و پیشرفت اقتصادی) در این شرکت‌ها، از تمهیداتی از جمله، آزادی انتقال سهام استفاده شده است، در عین حال که برای حمایت از حقوق اشخاص ثالث، سرمایه‌گذاران و خود شرکت نیز، نیاز به وجود محدودیت‌ها و ممنوعیتهایی احساس می شد که قانون‌گذار را وادار به اعمال آن ها در قوانین ‌کرده‌است.

در اینجا به بیان استثنائات ازادی انتقال سهام پرداخته می‌شود:

  1. طبق م ۳۰ ل.ا.ق.ت در صورتی که تمام مبلغ سهام پرداخت نشده باشد، صدور سهام بی‌نام ممنوع است و همچنین صدور گواهینامه‌ی موقت سهم بی‌نام ممنوع است و بر حسب م ۳۴ لایحه بعد از انتقال سهام، دارنده سهم (یعنی خریدار) مسئول پرداخت بقیه مبلغ اسمی آن خواهد بود. ولی اگر سهم مورد انتقال بی‌نام بوده باشد بر اساس بند ۲ ماده ۲۴۴ لایحه قانونی ۱۳۴۷ فروشنده قابل تعقیب کیفری است؛

«اشخاص زیر به حبس تادیبی از سه ماه تا یک سال، یا به جزای نقدی از پنجاه هزار ریال تا پانصد هزار ریال، یا به هر دو مجازات محکوم خواهند شد: …

هر کس سهم بی نام را قبل از آن که تمام مبلغ اسمی آن پرداخت شده باشد، صادر کند و یا بفروشد، یا به معرض فروش گذارد». در این ماده انتقال سهام‌ بی‌نام بدون پرداخت مبلغ تعهد شده‌ آن ممنوع است.

۲- انتقال سهام به خود شرکت؛ خرید سهام شرکت توسط خود شرکت بر اساس م ۱۹۸ لایحه‌ی اصلاحی باطل می‌باشد و ممنوع است. شرکت با خرید سهام خود می‌تواند آن را جزء دارایی خود به حساب آورد و یا آن را بفروشد یا بعد از خرید سهام آن را باطل کند. چون با خرید سهام توسط شرکت ممکن است سرمایه‌ شرکت تقلیل پیدا کند و این سرمایه شرکت وثیقه‌ی طلب طلبکاران است، در نتیجه حقوق طلبکاران مورد تضییع قرار می‌گیرد، این اقدام در قانون ممنوع شده است.

خرید سهام شرکت توسط خود شرکت، چه به طور مستقیم باشد و چه ازطریق شخص ثالث، ولی به حساب شرکت، مممنوع است. این مورد متفاوت است با صورتی که شرکت اصلی، سهام شرکت‌های تبعه‌ی خود را خریداری می‌کند (بر اساس مفهوم مخالف م۱۹۸).

گاهی شرکت قصد استهلاک سرمایه‌ خود را دارد و برای استهلاک سرمایه‌ خود اقدام به خرید سهام خود می‌کند. قانون‌گذار این اقدام را استهلاک سرمایه دانسته و در م ۶۵ لایحه به آن وجهه ی قانونی بخشیده است.

تفاوت اساسی استهلاک سهام با کاهش سرمایه این است که در کاهش سرمایه، اصل سرمایه به صاحبان آن برگردانده می‌شود، درحالی که دراستهلاک سهام، سرمایه باقی است و ارزش سهام مستهلک شده از اندوخته‌های اختیاری و یا سود قابل تقسیم پرداخت می‌شود.

  1. انتقال سهام شرکت‌های منحل شده؛ درحقوق ایران نقل وانتقال سهام شرکت‌هایی که حیات حقوقی آن ها پایان یافته (آنهایی که منحل شده و تصفیه امور آن ها پایان یافته) ازنظر حقوقی باطل است، زیرا شرکت ماهیت حقوقی خود را از دست داده و در نتیجه‌ آن سهام تعلق خود را به شخص حقوقی به عنوان مالک از دست داده است و در نتیجه ماهیت سهام را ندارد تا مورد انتقال قرار گیرد. معامله چیزی که ماهیت ندارد، باطل است و سهم ارزش خود را در صورت حیات شرکت به دست می‌آورد.

با انحلال شرکت شخصیت حقوقی وجود ندارد که به تبع آن ارزش سهم مشخص شود. شرکت‌هایی که در حال تصفیه هستند (نه اتمام تصفیه) مشمول این مورد نمی‌گردد، زیرا شخصیت حقوقی هنوز باقی است و حیات دارد، در نتیجه منشا ارزش سهم هنوز موجود است و سهم قابلیت ارزش‌گذاری و انتقال دارد. البته در صورتی که خریدار مطلع نباشد که شرکت در حال تصفیه است، برای او می‌توان حق غبن را قائل شد ولی به هر حال انتقال صحیح است.

  1. انتقال سهام بعضی از شرکت‌های دولتی؛ شرکت دولتی، واحد سازمانی خاصی است که قانوناً ایجاد شده و یا از طریق حکم مراجع قضایی یا قانون خاص، ملی است و بیش از ۵۰ درصد سرمایه‌اش متعلق به دولت است . همچنین طبق ماده ۴ قانون محاسبات عمومی کشور مصوب ۱۳۶۶ شرکت‌های تجاری که بیش از ۵۰ درصد سهام آن ها متعلق به دولت یا شرکت‌های دولتی است، دولتی محسوب می‌شوند.

همچنین شرکتهایی که ۱۰۰ درصد سرمایه آن ها متعلق به دولت است، شرکت دولتی هستند.

عنوان این شرکت‌ها سهامی است، ولی سهام آن ها غیر قابل انتقال است، مثلا شرکت سهامی نمایشگاه‌های بین‌المللی ایران نمونه‌ای از این دست است.

(شرکت‌های دولتی تابع اساسنامه خاص خود می‌باشند و در موارد سکوت اساسنامه‌ی خود تابع قانون تجارت خواهند بود. در واقع شرکت‌های دولتی نوعی شرکت سهامی هستند که در اصل تابع اساسنامه خود هستند و کمتراز قانون تجارت تبعیت می‌نمایند.)

گاهی اجازه‌ دارا شدن و انتقال سهام شرکت‌های دولتی، به طور محدود به اشخاص داده شده است.

نظر دهید »
دانلود فایل های دانشگاهی – تقدیم‌ یا تأخیر تاریخ مندرج در مهر‌ نسبت‌ به‌ تاریخ‌ حقیقی‌ آن: – پایان نامه های کارشناسی ارشد
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

است .فرق سیاه کردن با محو کردن این است که در امحاء چنین وانمود می شود که در آن قسمت از مهرچیزی نبوده ولی در سیاه کردن خلاف آن وانمود می شود. بنا براین اگر کسی با نوک کبریت نیم سوز و نظایر آن ، کلمه ای از مهر را بسوزاند یا سیاه کند ، مشمول عنوان جعل خواهد بود.

اثبات کردن:‌

اثبات عبارت است از اعتبار بخشیدن به مهر باطل از طریق پاک کردن و از بین بردن علامت بطلان مهر نظیر پاک کردن خط قرمز یا علامت ضربدر یا کلمه باطل از روی مهر۱ .[۲۲]بنا براین منظور از اثبات کردن این است که علامت بطلان روی مهر را از بین برده و چنین وانمود کند که کلمه باطل در اصل موجود بوده است. مثل اینکه روی تمام یا قسمتی از مهر ، خط نه یا علامت ضربدر یا خط قرمز متداول در دفتر داری و نظایر آن کشیده شود و جاعل آن را به نحوی پاک کند۲.

تقدیم‌ یا تأخیر تاریخ مندرج در مهر‌ نسبت‌ به‌ تاریخ‌ حقیقی‌ آن:

بنابر تعریف‌ جعل در این‌ مورد شخص‌ پس‌ از ثبت‌ تاریخ‌ مهر وتائید طرفین‌ یا مقام‌ ذیصلاح‌ در صدد عقب بردن تاریخ مهر نسبت به تاریخ واقعی است به ترتیبی مثل محو یا تراشیدن یا مثلا ۱/۶/۸۱ را به ۱/۶/۸۲ تبدیل کند۳.

به‌ کار بردن‌ مهر دیگری‌ بدون‌ اجازه‌ صاحب:

از آنجایی که جعل عبارت است از قلب یا تغییر متقلبانه حقیقت لذا استعمال و استفاده و به کار بردن مهر دیگری بدون اجازه صاحب و ذینفع آن نیز جعل تلقی می‌گردد چه آنکه در این مورد حقیقت این است که صاحب مهر یا ذینفع مهر ، اجازه استعمال مهر را نداده است . و جاعل با استفاده و به کار بردن مهر وی ، حقیقت مذبور را تغییر داده است.به کار بردن مهر دیگری بدون اجازه صاحب آن چنا نچه به قصد تقلب و اضرار نباشد به لحاظ فقدان سوء نیت جعل محسوب نمی شود . به کار بردن مهر دیگری از سوء استفاده از سفید مهر متمایز می‌باشد چه انکه مورد اخیر از مصادیق خیانت در امانت و مشمول ماده ۶۷۳ق.م.ا. می‌باشد.بدیهی است که چنانچه سوء استفاده از سفید مهر همراه با نوشتن مطالبی روی آن باشد به نحوی که موجب خسارت صاحب مهر باشد مانع از تحقق جرم جعل نمی باشد.بنا براین اگر شخصی سفید مهر دیگری را بدون رضاء و اطلاع صاحب آن به دست آورد ه از آن سوء استفاده و از روی تقلب انتقال یا برائت ذمه یا چیز دیگر ی که موجب خسارت صاحب امضاء یا مهر شود روی آن بنویسد جاعل محسوب می شود۱.[۲۳]اما نکته ای که باید خاطر نشان ساخت این که ساختن مهر از جمله موارد جعل مادی می‌باشد.به طور کلی حقوق دانان جعل را به مادی و معنوی تقسیم می‌کنند.

یکی از حقوق دانان در تعریف جعل مادی این طور گفته :

«جعل مادی است ، وقتی که قلب حقیقت به صورت فیزیکی انجام شود و در نوشته از خود آثار و علائم محسوس باقی گذارد . برعکس جعل معنوی است ، هنگامی که قلب حقیقت در محتوی و مضمون نوشته انجام شود و روی نوشته از خود هیچ اثر مادی باقی نگذارد . یک چنین جعلی در واقع دروغ ساده ای است که هیچ نشانه ظاهری آن را آشکار نمی کند . جعل مادی به وسیله کار شناس قابل تشخیص است ، حال آنکه جعل مفادی را هیچ کارشناسی نمی تواند تشخیص دهد و فقط می توان آن را به کمک سایر دلایل ثابت نمود ». ۲

موارد مذکور در ماده ۵۲۳ قانون مجازات اسلامی نمونه‌ای از جعل مادی و موارد مذکور در ماده ۵۳۴ نمونه‌ای از جعل معنوی به شمار می رود .علمای حقوق در خصوص جعل مادی تعاریف متعددی ارائه نموده‌اند، علی رغم تفاوت‌های ظاهری ، همه این تعاریف دارای مفهوم و محتوای واحدی هستند . یکی دیگراز حقوق دانان در تعریف جعل مادی می‌گوید :«جعل مادی عبارت است از تحریف حقیقت با عملی مادی ضمن باقی ماندن اثر خارجی مادی جعل در نوشته یا سند و غیرآن۳ . همچنین یکی دیگر از علمای حقوق در تعریف جعل مادی می‌گوید:«جعل مادی آن است که در ظاهر و صورت نوشته یا سند و غیره ‌خدشه‌ای وارد می شود مثل موارد مذکور در ماده ۵۲۳ »۴ بدین ترتیب زمانی جعل مادی است که تغییرات معلوم و مشخص و در عالم خارج محسوس باشد که طبیعی است می باید به طرق پیش‌بینی شده در قانون به عمل آمده باشد.ولی در جعل معنوی یا مفادی در مطلب ومفاد یک نوشته بدون اینکه اثر خارجی داشته باشدبه عمل می‌آید . به عبارت دیگر جاعل ابتدا حقیقت یک امری را درذهن خود منقلب می‌کند و سپس همان دروغ را به صورت قلب شده وارد سند می کند .بنا براین جعل معنوی عبارت است از قلب حقیقت در مفاد و شرایط و مضمون یک سند بدون اینکه در ظاهرنوشته یا سند تغییر و تحریفی مادی به عمل آمده باشد .

۲-۱-۲ – انتساب مهر به اشخاص

یکی از شرایط تحقق جرم جعل قابلیت انتساب می‌باشد . بدین معنی که مهر مجعول باید امکان منتسب شدن به شخص را داشته باشد . شخص در اصطلاح حقوقی به موجود مختاری اطلاق می شود که اهلیت دارا شدن حقی را داشته باشد یا به تکلیفی ملتزم گردد و یا از حقی برخوردار شود . در طبیعت ، انسان یگانه موجودی است که دارای اراده است و می‌تواند ملتزم به تکلیف کردد یا از حقی برخور دار گردد . اشیا ، حیوانات و اجسادی که دارای قوه ادراک و اراده نیستند نمی توانند عامل ارتکاب جرم باشند ۱. [۲۴]روح فرد گرایی حقوق جزا اصولا به گونه ای است که انتساب رفتار مجرمانه را به فرد انسانی امکان پذیر است . در جرم جعل فاعل یا مباشر جرم که اقدام به ساختن مهر دیگربدون مجوز می کند در صورتی قابل تعقیب است که مهر را به شخص نسبت دهد.

۲-۲- رکن معنوی

جرم جعل از جرایم مادی صرف نمی باشد بلکه نیازمند عنصر روانی است ، که بدون احراز آن امکان تعقیب سازنده یا تغییر دهنده مهر تحت عنوان جرم جعل وجود ندارد. عنصر معنوی در قانون با کلمات عمدا ، عامدا ،به قصد سوءو…مشخص شده است .عنصر معنوی یا سوء نیت در حقوق جزا فکر نقص و خلاف قانون است ، از این رو سوء نیت را یقین برحصول نتیجه مجرمانه تعریف نموده اند که امری است موضوعی نه حکمی۲ . سوء نیت از آنجایی که با قصد و اراده که کاملا جنبه روانی دارند ارتباط دارد فقط ‌در مورد اشخاص حقیقی مصداق دارد از این رو به آن عنصر روانی نیز اطلاق می شود . دیوان عالی کشور نیز در یکی از آرای صادره خود اشعارمی دارد:« سوء نیت از عناصر لازمه جرم جعل به شمار می رود ۳جعل مهر از جرایم عمداست که عنصر روانی آن ناظر به علم و آگاهی مرتکب از ممنوع و قابل مجازات بودن حقیقتی که قلب و دگرگون می‌سازد است .

۲-۲-۱- علم

مقصود از علم آگاهی مرتکب به غیر قانونی بودن عمل ساختن می‌باشد و هم آگاهی او به اوصاف عناصر مادی جرم ارتکابی می‌باشد که نیاز به اثبات دارد. علم و آگاهی مقدم بر اراده و قصد است و برای تحقق عنصر روانی جرم ، تقارن علم و آگاهی با قصد و اراده و تظاهر عینی و خارجی آن ها لازم است . فقدان علم ، جهل است و جهل در موضوع بر خلاف جهل در حکم ، رافع مسولیت کیفری می‌باشد .

نظر دهید »
پایان نامه ها و مقالات تحقیقاتی – گفتار اول : اعلان حکم ورشکستگی – 9
ارسال شده در 29 آذر 1401 توسط مدیر سایت در بدون موضوع

( مواد ۴۳۰ و ۴۳۱ ق . ت . ) . [۶۱]

ثانیاًً : مهروموم اموال

دادگاه در حکم ورشکستگی تاجر یا شرکت تجارتی دستور مهر و موم انبارها و حجره ها و صندوق اسناد و دفاتر و نوشتجات و اسباب و اثاثیه تجارتخانه و منزل تاجر را صادر می کند. عضو ناظر ممکن است فوراً از کلیه دارایی تاجر یا شرکت تجارتی صورت برداری نماید و برای اینکه این عمل معمولاً مدتی به طول می‌ انجامد لذا عضو ناظر برای جلوگیری از حیف و میل دارایی ورشکسته قبل از صورت برداری اقدام به مهر و موم آن ها می کند.

ماده ۴۳۴ ق . ت. مقرر می‌دارد: « مهر و موم باید فوراً به توسط ناظر به عمل آید ، مگر در صورتی که به عقیده عضو مذبور برداشتن صورت دارایی تاجر در یک روز ممکن باشد ؛ در این صورت باید

فوراً شروع به برداشت صورت شود» . نظر قانون‌گذار در این ماده همان طوری که اشاره شد.، جلوگیری از تلف شدن یا مخفی کردن دارایی تاجر ورشکسته می‌باشد ؛ ولی اگر برداشت صورت دارایی در ظرف مدت یک روز امکان پذیر باشد ، ظاهراًً نیازی به مهر و موم نخواهد بود و ضمناً مانع از این نیست که اگر عضو ناظر ضروری تشخیص دهد مهر و موم حتی پس از صورت برداری هم باقی بماند.

نکته قابل توجه این است که اگر شرکت تجارتی ورشکسته ، تضامنی یا مختلف و یا نسبی باشد ، اموال شخصی شرکاءضامن مهر و موم نخواهد شد، مگر آنکه دادگاه حکم ورشکستگی شخصی شرکای شرکت های مذکور را به موجب حکم جداگانه و یا در ضمن حکم دادگاه صادر نماید ( ماده ۴۳۹ ق . ت . )

ضمناً در صورتی که تاجر بدهکار فرار کرده یا قسمتی از دارایی خود را مخفی نموده باشد ، امین صلح

( قاضی دادگاه صلح ) می‌تواند بنابه تقاضای یک یا چند نفر از بستانکاران فوراً اقدام به مهر و موم نماید و بلافاصله مراتب را به دادستان اطلاع بدهد. در کلیه موارد فوق مستثنیات دین از مهر و موم معاف می‌باشد ( ماده ۴۳۷ ق . ت ) . [۶۲]

ثالثاً : توقیف تاجر

چنانچه تاجر مفاد ماده ۴۱۳ ق . ت . را ‌در مورد اعلام وقفه از تادیه دیون و تسلیم صورت حساب دارایی و کلیه دفاتر تجارتی خود که متضمن مراتب مندرج در ماده ۴۱۴ قانون مذکور می‌باشد ، به دادگاه عمومی محل اقامت خود رعایت نکند ، دادگاه مکلف است قرار توقیف تاجر را صادر نماید و این سختگیری قانون‌گذار در موردی است که تاجر ورشکسته به تقصیر باشد . ضمناً قرار توقیف ورشکسته در مواقعی نیز داده می شود که معلوم گردد تاجر ورشکسته می‌خواهد بواسطه اقدامات خود از اداره امور و تسویه شدن عمل ورشکستگی دارایی مربوطه جلوگیری نماید ( مواد ۴۳۵ و ۴۳۶ ق . ت. )

این سوال مطرح می شود که اگر تاجر در ظرف ۳ روز از تاریخ توقف از ادای دیون خود مراتب را به دادگاه صلاحیتدار محل اقامت خود اعلام ننماید، قاضی دادگاه مکلف به صدور قرار توقیف وی می‌باشد یا خیر؟

دیوان عالی کشور در رأی‌ شماره ۴۱۲۰ – ۳۰/۷/۱۳۲۶ خود چنین اظهار نموده است:

« … ایراد بر حاکم دادگاه به اینکه چون فاصله بین تقدیم عرضحال توقف و تاریخی که متوقف به جهت توقف خود تعیین نموده بیش از سه روز بوده و می بایست طبق ماده ۴۳۵ قانون تجارت قرار توقیف او را داده باشد و نداده است وارد نیست ؛ زیرا ممکن است دادرس دادگاه تخلف از ماده ۴۱۳ را بدون توام بودنش با تخلف از ماده ۴۱۴ ، موجب توقیف ندانسته و از هر دو ماده ۴۱۳ و ۴۱۴ ، جمعاً به نظرش موضوع اجراء این حکم بوده است و ماده ۴۳۵ هم قابل حمل ‌به این معنی است ». [۶۳]

رابعاً : تعیین تاریخ توقف

دادگاه می بایست در ضمن حکم ورشکستگی تاریخ توقف تاجر را مشخص کند زیرا ، تاریخ توقف نقش بسیار مهمی در قضیه ورشکستگی ایفاء می‌کند :

اولاً : معاملات تاجر قبل یا بعد از تاریخ توقف تحت شرایطی که در مواد ۴۲۳ لغایت ۴۲۶ قانون تجارت پیش‌بینی شده است بعضا ً قابل فسخ وبعضاً باطل است .

ثانیاًً : مطابق ماده ۵۴۱ قانون تجارت اگر تاجر پس از توقف یکی از طلبکاران را بر سایرین ترجیح دهد وطلب وی را پرداخت نماید به ورشکستگی به تقصیر محکوم خواهد شد.[۶۴]

خامساً : تعیین مدیر تصفیه

دادگاه ضمن حکم ورشکستگی خود یا حداکثر در ظرف ۵ روز پس از صدور حکم یک نفر را به سمت مدیریت تصفیه معین می کند. مدیر تصفیه مأموریت‌ دارد که حساب های تاجر ورشکسته را تصفیه و دیون او را پرداخت نماید. ضمناً مدیر تصفیه در قبال انجام وظایف قانونی مستحق دریافت حق الزحمه

ایست که از طرف دادگه در حدود مقررات وزارت دادگستری معین می شود. وظایف مدیریت تصفیه در صفحات بعد مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. [۶۵]

گفتار اول : اعلان حکم ورشکستگی

‌در مورد اعلان حکم ورشکستگی می توان به ماده ۵۵۸ ق .ت . استناد نمود. ماده مذکور مقرر می‌دارد:« هر حکم محکومیتی که به موجب این فصل یا به موجب فصول سابق صادر شود.، باید به خرج محکوم علیه اعلان گردد» . با توجه به ماده فوق الذکر ، اعلان حکم ورشکستگی برای دادگاه صادر کننده حکم الزامی است و این اعلان به هزینه محکوم علیه می‌باشد و نحوه اعلان در قانون قید نشده و با توجه به اهمیت آثار حکم ورشکستگی به نظر می‌رسد نص صریحی در این مورد پیش‌بینی و همانند آگهی های مهم شرکت های تجارتی و آگهی مندرج در ماده ۲۵ قانون اداره تصفیه امور ورشکستگی ، حکم ورشکستگی دو مرتبه و به فاصله ۱۰ روز در روزنامه رسمی و یکی از روزنامه های کثیرالانتشار ، ( در صورتی که ورشکسته شرکت تجارتی باشد ، در روزنامه کثیرالانتشار شرکت ) ، درج شود.

مبدأ اعلان حکم ورشکستگی برای اعتراض ذینفع ( تاجر ورشکسته ،طلبکار ، اشخاص ثالث ) ضروری می‌باشد ؛ زیرا بعد از اینکه ماده ۵۳۶ ق . ت. حکم اعلان ورشکستگی را قابل اعتراض می‌داند ، ماده ۵۳۷ ابتدای مدت اعتراض از طرف تاجر ورشکسته و اشخاص ذینفع را از تاریخی که احکام مذکوره اعلان می شود قرار می‌دهد و از طرف دیگر ماده ۵۶۵ ق . ت . مقرر می‌دارد:

« تجار ورشکسته در دو مورد ذیل پس از اثبات صحت عمل در مدت پنج سال از تاریخ اعلان ورشکستگی می‌توانند اعتبار خود را اعاده نمایند….»

ضمناً برابر ماده ۵۶۶ قانون مذبور « عرضحال اعاده اعتبار باید به انضمام اسناد مثبته آن به مدعی العموم حوزه ابتدایی داده شود که اعلان ورشکستگی در آن حوزه واقع شده است».

ملاحظه می شود که تاریخ اعلان ورشکستگی چه از نظر اعتراض به حکم یا تاریخ توقف و چه از لحاظ اعاد اعتبار و تعیین دادگاه صلاحیتدار رسیدگی کننده به ان و بالاخره از نظر اشخاص ثالث ذینفع ، حایز کمال اهمیت می‌باشد.

بدین ترتیب در مقابل فقدان نص صریح در قانون تجارت ‌در مورد نحوه انتشار حکم ورشکستگی و ثبت آن در دفاتر تجارتی این سوال مطرح می شود که کدام تاریخ انتشار باید مناط اعتبار قرا رگیرد؟[۶۶]

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 86
  • 87
  • 88
  • ...
  • 89
  • ...
  • 90
  • 91
  • 92
  • ...
  • 93
  • ...
  • 94
  • 95
  • 96
  • ...
  • 177
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

آموزش روش ها، تکنیک ها - چالش ها - ایده ها

 تقویت مهارت شنیدن در روابط (7 تمرین عملی)
 بهینه‌سازی کلمات کلیدی طولانی (تکنیک‌های سئو)
 طراحی اینفوگرافیک جذاب برای فروشگاه‌ها
 افزایش فروش آنلاین (10 ترفند اثبات‌شده)
 بهینه‌سازی CTA در فروشگاه اینترنتی
 درس‌های رشد از اشتباهات کاری
 بهینه‌سازی فروشگاه وردپرسی با پلاگین رایگان
 راهنمای جامع سگ‌های تریر (ویژگیها و نگهداری)
 کسب درآمد بدون سرمایه اولیه (15 روش عملی)
 بومیسازی محتوا برای جذب مخاطب
 تشخیص و درمان اسهال سگ (راهنمای رنگ مدفوع)
 بهترین حیوانات خانگی آپارتمانی (کم‌زحمت)
 تکنیک‌های تحلیل حرفه‌ای محتوا
 درمان عفونت روده عروس هلندی (روش خانگی)
 درآمد دلاری از فروش عکس (5 پلتفرم برتر)
 روانشناسی خیانت زنان (تحلیل رفتاری)
 اجاره موفق ملک در پلتفرم‌های آنلاین
 راهکارهای جذب دخترانه برای پسران
 درآمدزایی از دوره‌های آموزشی آنلاین
 اهمیت ظاهر در زندگی مشترک (5 نکته کلیدی)
 آموزش پیشرفته Leonardo AI
 تصمیم‌گیری پس از خیانت همسر (معیارها)
 افزایش درآمد از تدریس آنلاین (10 تکنیک)
 رازهای سئو ویدیو (جذب مخاطب ارگانیک)
 فروش دوره‌های آموزشی آنلاین (استراتژیها)
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان